X
تبلیغات
هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی - گشتي در موزه سينماي ايران

هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی

هر روز یک مطلب جدید برای علاقه مندان

گشتي در موزه سينماي ايران

بخش يادها و يادگارها بازسازي ويترين يكي از مغازه هاي سينمايي كه درگذشته علاقه مندان بسياري داشته اند، آرك ذغالي (منبع تأمين نور آپارات) متعلق به سينما ملي در سال ،۱۳۱۲ دوربين هاي كوكي (مورد استفاده درجلوه هاي ويژه فيلم هاي قديمي ) ونمونه اي از اسپلايسرها (قيچي هاي تدوين) از نكات جالب توجه تالار آبي است. در بخش دوبلورهاي سينماي ايران تصاوير دوبلورهاي مشهور ايراني كه با سعي وتلاش خود موفق شدند. صنعت دوبله ايران را به يكي از موفق ترين صنعت هاي دوبله جهان تبديل كنند ـ به چشم مي خورد: منوچهر اسماعيلي ، علي كسمايي، خسرو خسروشاهي، توران مهرزاد وديگراني كه همه نام آشنايند.

بخش پاياني تالار آبي تصاوير «اهل فن» سينماي ايران است : تدوينگران ، متخصصان جلوه هاي ويژه، صدا و لابراتوار، فيلمبرداران و ديگر كساني كه در پشت صحنه سينماي ايران فعاليت كرده اند. نتيجه سالها در سايه كار كرد اينان ، وجود سينمايي است كه مي توان به آن افتخار كرد.

 

تالار سفيد

نخستين بخش تالار سفيد، بخش رژيسورها است، با عكس هايي از كارگردانان مطرح ايران . چهره ها آنقدر آشناست و نامها آنقدر دراين سالها در رابطه با دريافت جوايز داخلي وجهاني برسر زبانها بوده است كه نمي توانم از هيچ كدام نام ببرم. عكس هاي بزرگي از فيلم هاي تأثيرگذارپس از انقلاب بربالاي ديوارهاي چپ و راست تالار به چشم مي خورد. نماها در ذهنم شكل مي گيرند: دونده اميرنادري فرياد مي كشد الف ، ب ، پ …، مرتضي ضرابي روي تراس فيلم دستفروش ساز مي زند، كبوتر (گلاب آدينه) چادرش را مي كشد روي صورتش و عباس در هواپيما مي ميرد. (آژانس شيشه اي) كنار غرفه عزت الله انتظامي لحظاتي تنهامي مانم. خيره به نقاشي آيدين آغداشلو براي روي جلد كتاب آقاي بازيگر به سالهاي گذشته فكر مي كنم: مش حسن ماغ مي كشد، عباس آقا سوپرگوشت مي گويد: داداش اين سرور اي منو وردار كمپلت بيار بنده منزل، خان حاكم از ايوان گراند هتل جسد رضا خوشنويس را افتاده برسنگفرش خيابان مي نگرد و رسول به پهناي صورتش اشك مي ريزد.
خانم تكميل نژاد باز مي گردد و لحظاتي بعد خانم فدايي نيز به ما مي پيوندد. خانم تكميل نژاد مي گويد: آقاي انتظامي نخستين بازيگر ايراني است كه جايزه يك جشنواره خارجي را از آن خود كرده است، جايزه هوگو در شيكاگو بخاطر فيلم گاو.

جايزه هوگو، جايزه سپاس (نقش دوم براي فيلم آقاي هالو) ، سيمرغ بلورين هفتمين و دوازدهمين جشنواره فيلم فجر، دستخط علي حاتمي و… از ديگر اشيايي است كه در غرفه عزت الله انتظامي گرد آمده است .

بخشي از لباس هاي فيلم هاي سينمايي نيز در اين سالن به معرض تماشا گذاشته شده است: لباس قاجاري از مجموعه هزاردستان، لباس رزمنده كه در بسياري از فيلم هاي دفاع مقدس از آن استفاده شده، لباس سردار ساساني فيلم مرگ يزدگرد، لباس دختر لر در ناصرالدين شاه آكتور سينما و…
در غرفه شهيد آويني چفيه مشهور فيلم هاي حاتمي كيا، تعدادي پلاك ونامه شهيد آويني به ابراهيم حاتمي كيا براي فيلم از كرخه تا راين ديده مي شود. غرفه علي حاتمي ، تصويرگر يادها و يادگاران و نواهاي دور، مرا به سفري دور دست مي برد، لابلاي بته جقه ها ولاله ها و پشت دري هاي حرير و شيشه هاي رنگي . زير سقف خانه هاي كهن چرخي مي زنم و آواز شجريان درگوشم طنين مي اندازد: گلچهره مپرس كان نغمه سرا از تو چرا جدا شد…

شعري سروده او در ۱۶سالگي ، عكس هاي سرصحنه و پشت صحنه فيلم ها، يادداشت هاي سرصحنه فيلم تختي و … توجهم را جلب مي كند و دست آخر شال گردن و كلاهي كه در حال بيماري و پشت صحنه فيلم تختي ، آخرين تصوير جاودانه كارگردان شاعر سينماي ايران را در ذهن دوستداران دنيايش ثبت كرده است.

بخش سينماي تبليغاتي و نمونه هايي از قديمي ترين طرح هاي انيميشن ، دايره اطفال، عكس هاي پشت صحنه وسرصحنه ۱۰۰فيلم ، عكس هايي از آهنگسازان ، فيلمبرداران و بازيگران مطرح سينماي ايران، قديمي ترين نمونه هاي نشريات سينمايي و مجموعه اي از فيلمنامه سينماي ايران از ديگر بخش هاي تالار سفيد است .


تالار افتخارات وجوايز سينماي ايران

روبروي در ورودي تالار و پس از بخش نشانه ها، غرفه عباس كيارستمي است كه برفراز آن پوستر فيلم هاي مشهور او خودنمايي مي كند و نخل طلاي جشنواره كن براي فيلم طعم گيلاس، احساس غرور و افتخار را در بيننده زنده مي كند.

كلاكت فيلم زير درختان زيتون، مرغك طلايي پنجمين فستيوال كانون پرورش فكري كودكان ونوجوانان، عكسي از كيارستمي وكوروساوا و سه نقاشي اهدايي كوروساوا به او، از ديگر اشياي جالب توجه اين غرفه است . در بخش جوايز سينماي ايران جوايز متعددي از جشنواره هاي معتبر خارجي به چشم مي خورد ويك سيمرغ بلورين به عنوان نماد سينماي ايران. غرفه خانواده مخملباف كه به گفته راهنما بيشترين تعداد جايزه جهاني را براي سينماي ايران كسب كرده اند، در سوي ديگر تالار است .
كامل ترين گبه فيلم گبه روي زمين پهن شده است و رنگ هايش چشمم رانوازش مي دهد. ياد پاتيل هاي رنگ مي افتم با گل هاي زرد وسرخ و بنفش ونخ هاي بي رنگ كه رنگ مي گرفتند.
مجموعه اي از جوايز، عكس هاي خانوادگي ، كارت ها، كتابها و مجلات خارجي اهدايي اين خانواده دراين غرفه ديده مي شود.

اسناد كانون فيلم ايران (فيلمخانه ملي)، نمونه روي جلد نشريات ايراني ، گواهي كانديداتوري فيلم بچه هاي آسمان براي جايزه اسكار، مكتوبات حكومتي سينما، پوسترهاي خارجي از فيلم هاي ايراني، عكس هايي از فيلم هاي مستند ايراني ، عكس هاي مسؤولان سينماي پس از انقلاب و عكس هايي از منتقدان مطرح سينماي ايران از ديگر نكات جالب توجه تالار افتخارات و جوايز سينماي ايران است.


تالار مقرنس

براي ديدن نمايش ده دقيقه اي موزه سينما از پلكان چوبي مارپيچ پايين مي رويم. از تالارها و اتاق هاي تودرتويي مي گذريم كه گچبري هاي زيبايي دارند. ديوار يكي از اتاق ها به درخواست سازمان ميراث فرهنگي براي تعيين قدمت ساختمان ترميم نشده باقي مانده است. زيرسقف يكي از اتاق ها سرم را بالا مي گيرم وچرخي مي زنم. گچبري هاي شگفت انگيز مبهوتم مي كند. مي گويم: چقدر قشنگ! خانم فدايي مي گويد: حالا بگذار به تالار مقرنس برسيم!

لحظاتي بعد نورآبي رنگ تالاري كه مقابلمان ظاهر شده توجهم را جلب مي كند. داخل تالار كه مي شويم انگار دراين دنيا نيستيم. تالار مقرنس ياتالار قنديل باگچبري هاي بي نظيري كه همچون قنديل از جاي جاي سالن آويخته شده اند، احساس آميخته از اعجاب و تحسين در من برمي انگيزد. بربالاي تالار شاه نشيني با پنجره هاي هلالي وشيشه هاي رنگين چشم نوازي مي كند. خانم تكميل نژاد توضيح مي دهد كه خصوصيت اين تالار اين است كه در هرجاي آن بايستيد، صدا به يك اندازه پخش مي شود. گويا قرار است درآينده نزديك اين سالن نمايش دائمي هم داشته باشد.
هنوز از حالت اعجاب بيرون نيامده ام كه فيلم آغاز مي شود.

 

موزه سينما تقديم مي كند

اولين تصاوير متحرك ايراني كه با دوربين يك ايراني در اوستاند بلژيك برداشته شده وبعد تصوير مظفرالدين شاه در اولين سفر فرنگ با سبيل هاي سفيد آويخته كه نيم نگاهي به دوربين دارد. ياد داود رشيدي مي افتم در نقش رضاخان فيلم كمال الملك: ناصرالدين شاه مشنگ عياش، مظفرالدين شاه ملنگ عليل، محمدعليشاه دبنگ الوات و اون احمدشاه بدنوم كن!

نماهايي از چوب و فلك، نماهايي از فيلم صامت حاجي آقا آكتور سينما و نماهايي از دختر لر پايان بخش ده دقيقه نمايش فيلم وبازديد از موزه است. براي آخرين بار به قنديل هاي سقف نگاه مي كنم وهمراه خانم فدايي از سالن خارج مي شوم. بخش فروش كتاب موزه سمت راست در خروجي تالار است . از در كه بيرون مي رويم، نور روز چشمانم را مي زند. انگار پس از تماشاي فيلمي طولاني از سالن سينما بيرون آمده ام و مثل هميشه انتظار دارم كه هوا تاريك شده باشد!

منبع

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 8:20  توسط مجتبی نظری  |