آذر شیوا یکی از هنرپیشگان سینمای قبل از انقلاب
بیش تر در نقش زنان مظلوم و معصوم روستایی ظاهر شد ، نقش هایی کلیشه ای که با همه ی کوششی که آذر شیوا به کار می بست نمی توانست استعداد او را نشان دهد ، او در این فیلم ها ، طبق معمول ، زیر سایه ی مردان بود و آن چنان به چشم نمی آمد.
آذر شیوا بعد از فیلم های ذکر شده ، در فیلمی بازی کرد که در این فیلم از کلیشه ی زن روستایی خارج شد و نقش چابک تر و مفرح تری را به عهده گرفت. این فیلم :
۵- قهرمان قهرمانان ( سیامک یاسمی ، ۱۳۴۴) با فردین.
بود که با توفیق تجاری روبرو شد و باعث محبوبیت آذر شیوا گردید. این فیلم در واقع ، پیش درآمد و نسخه ی تمرینی فیلم گنج قارون بود و پس از موفقیت گنج قارون بود که تیپ دختر پول دار به کلیشه ی فیلم های روز تبدیل شد و آذر شیوا به عنوان زوج هنری فردین در چند فیلم ، همان نقش را تکرار کرد :
۶- چرخ فلک ( صابر رهبر ، ۱۳۴۶) با فردین.
۷- سلطان قلب ها ( محمدعلی فردین ، ۱۳۴۷) با فردین.
۸- قصر زرین ( محمد علی فردین ، ۱۳۴۸) با فردین.
۹- یاقوت سه چشم ( آرامائیس آقامالیان ، ۱۳۴۹) با فردین.
فروزان هم در واقع همین تیپ دختر پول دار را بازی می کرد اما تفاوت آذر شیوا با فروزان در این بود که آذر شیوا از تن نمایی پرهیز کرد و کوشید که نقش را به درستی اجرا کند ، اما نقش ها جای کار کردن نداشت و فیلم ها مبتذل و سهل انگار بود و کوشش های آذر شیوا ثمری نمی داد.
آذر شیوا با بازی در ملودرام های اشک انگیزی چون سلطان قلب ها و :
۱۰- روزهای تاریک یک مادر ( محمدعلی زرندی ، ۱۳۴۶) با جواد قائم مقامی.
۱۱- روسپی ( عباس شباویز ، ۱۳۴۸) با بیک ایمانوردی.
۱۲- قاتلین هم می گریند ( عزیز الله بهادری ، ۱۳۴۸) با ایرج رستمی.
تمام کوشش خود را به کار بست تا کار متفاوتی را عرضه کند اما به طور کلی ، این فیلم ها قابلیت لازم را نداشتند و تماشاگر نخبه را جلب نمی کردند.
از اواخر دهه ی چهل ، فیلم سازان جوان و نو اندیش ، تحولی در سینمای ایران پدید آوردند. امید می رفت که آذر شیوا به خاطر استعدادی که در بازیگری داشت ، جذب این جریان شود ، اما فیلم سازان او را نادیده گرفتند. در واقع آذر شیوا آنچه را که داشت نمی خواست و آنچه را که می خواست نمی یافت. بنابراین نسبت به سینمای ایران عاصی شد و اعلام کرد که آدامس فروشی را به بازی در فیلم های ایرانی ترجیح می دهد. در ابتدا کسی ادعای او را جدی نگرفت ، اما آذر شیوا به عنوان اعتراض به دانشگاه رفت و آدامس فروخت. در آن زمان ، دانش جویان پیش قراول ، کسانی بودند که با رژیم شاه مبارزه می کردند ، و آذر شیوا می خواست با یکی از مظاهر فرهنگی این رژیم مبارزه کند ، او بر این باور بود که دانشجویان از او حمایت خواهند کرد ، اما دانشجویان به آرمان های اجتماعی بزرگ تری می اندیشیدند!!! و آذر شیوا را جزئی از مجموعه ی منحط سینمای ایران می پنداشتند و به استهزا از کنار او گذشتند!!!
ماجرای آذر شیوا به روزنامه ها کشیده شد ، و خبرنگاران ، از اهالی سینمای ایران ، و از جمله تنی چند از فیلم سازان روشنفکر در باره ی این موضوع نظرخواهی کردند ، اما آنان نیز حاضر به حمایت از آذر شیوا نشدند و حرکت او را نوعی بازی تبلیغاتی تلقی کردند!!! حرکت آذر شیوا تبلیغاتی نبود او به عهدی که با خود بسته بود وفادار ماند و سینمای ایران را رها کرد و رفت.
هم اینک خبری از آذر شیوا در دست نیست و مشخص نیست که کجا زندگی می کند. چندی پیش ، چند تلویزیون فارسی زبان لس آنجلس حال او را جویا شدند و از او خواستند که خبری از خود به اقوام و دوستانش بدهد ، چندی بعد ، کسی به یکی از تلویزیون ها زنگ زد و گفت که آذر شیوا گویا در فرانسه زندگی می کند ، اما خود او هیچ خبری از خود نداده است گویی اونیز احوالپرسی دیگران را جدی نگرفته و از کنار آن با استهزا گذشته است ، هر کجا هست به سلامت باشد.
ــ فیلم های دیگری که آذر شیوا در آن ها بازی کرده است :
۱۳- قانون زندگی ( جمشید شیبانی ، ۱۳۴۳) با شیراندامی.
۱۴- من مادرم ( فرج الله نسیمیان ، ۱۳۴۴ ) با حیدر صارمی.
۱۵- خروس جنگی ( اسماعیل پورسعید ، ۱۳۴۴ ) با بوتیمار.
۱۶- داماد فراری ( اسماعیل ریاحی ، ۱۳۴۵ ) با ارحام صدر.
۱۷- زیر گنبد کبود ( مهدی رئیس فیروز ، ۱۳۴۶ ) با مجید محسنی.
۱۸- گل آقا ( آرامائیس آقامالیان ، ۱۳۴۶) با آنوش.
۱۹- هنگامه ( ساموئل خاچیکیان ، ۱۳۴۷) با بهروز وثوقی.
۲۰- ارادتمند شما عزرائیل ( منوچهر قاسمی ، ۱۳۴۹) با بوتیمار.
۲۱- درخت ها ایستاده می میرند ( امیر شروان ، ۱۳۵۰) با منوچهر وثوق.
۲۲- هوکانی ( سیاوش یاسمی ، ۱۳۴۸) با بهروز وثوقی. این فیلم در آخرین مراحل نیمه تمام رها شد .