تبليغاتX
هنرپيشه هاي قديم و خواننده هاي ايراني
جمعه سی و یکم شهریور 1385
شجریان، آوازخوانی برای همه زمان ها و همه تاریخ

استاد محمدرضا شجریانبدون کمترین شک و شبهه ای و بدون هیچ حس متعصبانه و غیر منطقی اگر قرار باشد نام پنج موسیقیدان برجسته تاریخ موسیقی ایران را نام ببریم، از نام محمدرضا شجریان به راحتی نمی توانیم بگذریم. در واقع باید گفت که نام شجریان و موسیقی ایرانی به نوعی به هم گره خورده است. این را حق مسلم او هم می توان دانست. تلاش و کوشش و ممارست جدی به علاوه استعداد و خلاقیت و ذهن فعال از هر شخصی یک استثنا به وجود می آورد، آن گونه که از حافظ و سعدی و فردوسی و باربد و نکیسا و شاملو و اخوان و پایور و صبا و ... به وجود آورد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه سی ام شهریور 1385
پرویز فنی زاده رگبار سینمای ایران

زنده یاد پرویز فنی زادهپرویز فنی زاده در کنار دیگر فیلمسازان موج نو ایران و پا به پای آنان حرکت کرده، نکته قابل توجه بازی در فیلمهای پنج فیلمساز بزرگ ایران و بازی در بهترین فیلمهای آنان بوده، خشت و آینه ی ابراهیم گلستان،  گاو داریوش مهرجویی، رگبار بهرام بیضایی، گوزن ها مسعود کیمیایی و دائی جان ناپلئون ساخته ناصر تقوایی. هنوز نگاه غمبار آقای حکمتی در رگبار از ذهن کسی زدوده نشده است. پرویز فنی زاده با رگبار زاده شد، و یکی از ده ها بازیگر بزرگی شد که بیضایی به سینمای ما معرفی کرد. فنی زاده یا همان آقای حکمتی فیلم رگبار متولد ۱۳۱۶ است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385
ناقوسی که در اعماق نغمات استاد گلپا به صدا درمی آید

استاد اکبر گلپایگانیناقوسی که در اعماق نغمات استاد گلپا به صدا در می آید فارغ از دغدغه ها و پیامدها احساسی مقیدانه است از انچه را که او را می طلبد و قصد انجامش را دارد حرمت مقدسی از رستگاری خود و او خوب می داند که اگر واژه ها از دل برایند نیازی به تا کید نیست اگر چیزی در نگاه باشد خود جاری خواهد شد ورنه همه چیز جز تزویر نخواهد بود. و باور استاد گلپایگانی بر اینست زیستن در هماهنگی با طبیعت خود بزرگترین معجزه است در سحرگاه در غروب در لذت در درد با هستی درمرگ حتی یک لحظه از او جدا نیستی و این توافق مطلق خود انسان را مذهبی خلق می کند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385
سعید راد: من علاقه چندانى به سينماى ايران نداشتم

سعید رادوقتى على خوشدست در شروع فيلم تنگنا داخل آن باشگاه دود گرفته كوچه ملى گفت: شاردوازده وُگول، تو همون عالم جوانى و عشق سينما و بيليارد، حس عجيبى بهم گفت: اين بازى آخر على خوشدسته. وقتى على قبل از شروع درگيرى با اكبر و برادرانش دكمه هاى كتش را بست و با حسى كودكانه دست روى كتش كشيد، پيش خود گفتم: او در اين دعوا كار دست خودش مى دهد. وقتى على در سكوت با خواهر و برادرش رخ به رخ شد، فهميدم غرور زخم خورده يعنى چه؟ وقتى على خوشدست با پاى خودش به مسلخ آمد و آنقدر از سوى اكبر و رفيقش كتك خورد كه بالا آورد، فهميدم جون كندن يعنى چه؟


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385
داریوش، نقطۀ عطف صدا

داریوشاستعداد خدادای او اولین بار در ۹ سالگی زمانی که در مدرسه به روی صحنه سن رفت آشکار گشت. اولین ترانه ای که داریوش اجراء کرد، در سن ۱۷ سالگی بود، که ساخته خود داریوش و شعر زیبای علی گزرسه بود و این ترانه نامی نداشت جز پیمان شکسته. ولی داریوش در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از طریق تلویزیون ایران با ترانه افسانه و جاوید به من نگو دوست دارم که حاصل همکاری پرویز مقصدی و جاویدان بود به مردم ایران معرفی شد. داریوش در همین زمانها بود که با کیوان و افشین آغاز به همکاری کرد که در آن زمان گروه شش و هشت بر سر زبان ها بود.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385
چنگیز جلیلوند دوبلور: مرحوم فردین خیلی متین و فروتن بود

زنده یاد محمدعلی فردینبا شیوع تب قیصرسازی و جاهل بازی شیوه نوینی در سینمای فیلم فارسی آغاز شده بود. جلیلوند به رل‌های پل نیومن و جاهل گویی نیز اشاره می‌كند. دیالوگ‌هایی  كه با فیلم‌های جاهلی جفت‌وجور می‌شود. درباره گویندگی به جای ناصرملك مطیعی به فیلم مردها و جاده‌ها اشاره می‌كند. این فیلم اولین فیلمی است كه چنگیز جلیلوند به جای ناصر ملك‌مطیعی گویندگی كرده است. می‌گوید: در آن فیلم هنوز صدایم جا نیفتاده بود. قرار بود هوشنگ كاظمی به جای ناصر حرف بزند او هم صدای بمی داشت اما كار خوب نشده بود. دنبال یك صدای جاهلی‌تر بودند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385
رفتن به امام زاده طاهر (کرج) بر مزار هنرمندان

مجتبی مدیر وبلاگمدیر وبلاگ: سلام دوستان، امیدوارم حال تمامی ایرانیان سراسر دنیا و علاقه مند به هنر خوب باشد. من در چهارشنبه پانزدهم شهريور 1385 از تهران به کرج آمدم و در فکر بودم که به امام زاده طاهر رفته و از مزار هنرمندان عکس برداری شود و برای شما عزیزان در وبلاگ بگذارم. ساعت 9:30 دقیقه صبح به همراه دوست عزیزم سیاوش به امام زاده طاهر رفتیم. وقتی وارد امام زاده شدم یک حس عجیب به من دست داده بود وقتی با خود فکر می کردم می خواهم بر سر مزار هنرمندانی بروم که هنر یک مملکت را ساخته اند قلبم می زد. مزار هنرمندان را در امام زاده طاهر کرج در ادامه مطلب ببینید.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385
فیلم گوزن ها سیاسی ترین فیلم بهروز وثوقی بود

بهروز وثوقیبهروز وثوقی زاده ۱۳۱۶، هنرپیشه ایرانی، در بسیاری از فیلم‌فارسی های پیش از انقلاب ایران دارای نقش اول بوده است، و هم‌اکنون در امریکا زندگی می‌کند. از مشهورترین نقش های بهروز وثوقی نقش قیصر در فیلم قیصر به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ بود. جوان اول آن سالهای سینمای ایران در بسیاری از فیلمهای فارسی به هنرنمایی پرداخته است که از جمله فیلمهای بهروز وثوقی میتوان به بازی هنرمندانه او در فیلم (سوته دلان) که از دسته فیلمهای هنری و ماندگار در تاریخ سینمای ایران نیز هست اشاره کرد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385
اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي به چاپ رسيد

فريدون مشيريفريدون مشيري در سي ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدري اش به واسطه ماموريت ادراي به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادرشاه بود. پدرش ابراهيم مشيري افشار فرزند محمد در سال ۱۲۷۵ شمسي در همدان متولد شد و در ايام جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. او نيز از علاقه مندان به شعر بود و در خانواده او هميشه زمزمه اشعار حافظ و سعدي و فردوسي به گوش ميرسيد. مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران باز گشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385
دیدار مدیر وبلاگ با اسدالله یکتا

اسدالله یکتااگر از خیابان هفت تیر تهران بگذرید مجسمه سینمای ایران را در پشت دکه ی سیگار فروشی که نمادی از موزه باستانی را به یاد آدم می آورد و آن مجسمه هیچ کس نیست به جز اسدالله یکتا که نمادی از مظلومیت هنرمندان قبل از انقلاب است، گذر کنید و او را ببینید و او را دلداری بدهید. چه سخت است بزرگ بودن اما در جامعه ای که قدر هنر را نمی دانند کوچک بودن، و این آتش درون از مردی است که همه زندگی اش را در پای سینما گذاشت و جامعه او را کشت. لازم نیست که تن فیزیکی اش از بین برود وقتی روح و روانش در عذاب است. عکس های جدید آقای اسدالله یکتا و مدیر وبلاگ را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385
جایگاه ستار در موسیقی ایران

ستارآیا ستار در موسیقی ایران به حق خود رسیده است؟ چرا ستار با وجود صدای مخملین و هنر و شخصیت استثنایی که دارد، نسبت به خوانندگان دیگری که اصلا در حد و اندازه های او نیستند کمتر در صحنه است؟ اینها سوالاتی است که دوستداران ستار از خود می پرسند و من در این قسمت می خواهم نظرات خود را در این باره بیان کنم. هیچ شکی وجود ندارد که ستار تا زمانی که در ایران بود و با مردم سرزمینش رابطه ی مستقیم داشت از مطرح ترین و محبوب ترین خواننده ها بود و انقلابی در موسیقی ایران به وجود آورد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه بیستم شهریور 1385
مصاحبه مدیر وبلاگ با استاد ناصر ملک مطیعی

استاد ناصر ملک مطیعیمن در اهواز زندگی می کنم و در اهواز وبلاگ به روز می شود. روز نهم شهریور من به تهران پرواز کردم و در فکر بودم با آقای ناصر ملک مطیعی ملاقات و گفتگویی داشته باشم که خدا را شکر هم دیدن و هم مصاحبه و هم عکس گرفتیم. جای همه دوستداران ناصرخان ملک مطیعی خالی بود. من به همراه یکی از دوستان در محل کارش حاضر شدیم و استاد تشریف نداشتند و یکی از دوستان ناصر خان گفت که بنشینید تا 5 دیقیقه دیگر می آید. 6 یا 7 دقیقه طول نکشید که استاد آمد، آنقدر خوشحال شدم که هنرپیشه ای را می بینم که بیش از 70 فیلم از 95 فیلم او دیدم. وقتی دیدم این همه پیر شده هم خیلی ناراحت و از ته دلم متاسف شدم. ناصر ملک مطیعی ما را با خوشرویی و صمیمیت پذیرفت و پیش استاد نشستیم. عکس های جدید آقای ناصر ملک مطیعی و مدیر وبلاگ را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385
يادی از مرتضی نی داوود، خالق آهنگ مرغ سحر

مرتضی نی داوودموسيقيدانان سنتی ايران که در فاصله جنبش مشروطيت و نخستين دهه از قرن جاری خورشيدی سر برآورده اند، همه پيش از هر چيز نوازنده بوده اند، هر چند که گهگاه به سراغ آهنگسازی نيز رفته اند. مهارت های فنی و گاه شگفتی آور اين نوازندگان، آن چنان جمع شنوندگان را مجذوب خود می ساخته که آهنگسازی آنها را غالبا از ياد می برده اند. درويش خان، ارسلان درگاهی، موسی معروفی و حبيب سماعی از اين گونه موسيقيدانان به شمار می روند. در کنار اينان به چهره برجسته ديگری بر می خوريم که استثنايی را پديد آورده است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه هجدهم شهریور 1385
...و اما فرهاد

زنده یاد فرهادمي گويند: زندگي، نزد هر شخصي مفهومي خاص دارد. عده‌اي زندگي را تنها منحصر به وضعيت روزمرگي مي‌كنند و عده‌اي هم زندگي را به سمت و سويي هدايت مي‌كنند كه واژه‌هايي چونگذشت، بزرگواري و بودن، مفهوم و معنايي تازه به خود مي‌گيرد. عده‌اي زندگي خود را خرج ظواهر روزمره مي‌كنند و عده‌اي ديگر تلاششان را معطوف به تأثير گذاري بر چرخه سپري كردن روزگار. مي‌گويم: اين كه هر كدامِ ما در كدام دسته از اين تقيسم‌بندي قرار مي‌گيريم، قضاوت و داوري ديگران را مي‌طلبد. به راستي، چرا پس از گذشت سال‌ها هنوز هم با شنيدن آهنگ كودكانه فرهاد حس نوستالژيك غريبي بر وجود انسانِ ايراني چنگ مي‌زند و ما با خود مي‌انديشيم چرا چند سال از عمر او را هدر دادند و مانعِ خواندنش شدند؟


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه هفدهم شهریور 1385
دلکش خود با نام مستعار نيلوفر آهنگ می ساخت

زنده یاد بانو دلکشبا مرگ دلکش جامعه موسيقی ايران خواننده ای را از دست داد که نه تنها صدائی رسا و تاثير گذار داشت، بلکه در فرآيند نوآوری در موسيقی سنتی نقشی عمده ايفا کرد. عصمت باقرپور با نام هنری دلکش در سال 1304 در بابل زاده شد. هنوز نوجوان بود که نزد خواهرش به تهران آمد و در مدرسه ای که درس می خواند، توجه آموزگار موسيقی ظهيرالدينی را به سوی خود جلب کرد که صدای او را پر رنگ و شايسته پرورش تشخيص داده بود. ظهيرالدينی او را به دفتر روح الله خالقی در انجمن موسيقی ملی برد و خالقی او را به دست عبدالعلی وزيری خواننده معروف آن زمان سپرد که فوت و فن آوازخوانی را به او بياموزد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385
گیتی پس از انقلاب به کار آهنگ سازی به طور جدی پرداخت

گیتی پاشاییگیتی پاشایی در سال 1327 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد. پدر بزرگش جعفر منصوری شاعر و استاد تار و خط بود و نوازندگی تار و سه تار را به مادر گیتی آموخت و بدین ترتیب گیتی از طریق مادرش با موسیقی آشنا شد. وی ردیف های موسیقی سنتی را نزد فرامرز پایور، مهدی فروغ و محمود کریمی آموخت. پس از دیپلم به آمریکا رفته و در سیتی کالج نیویورک در رشته معماری مشغول به تحصیل شد و در سیاتل آمریکا لیسانس هارمونی و ارکستراسیون گرفت. در اواخر دهه چهل، فعالیت رسمی خود را با خوانندگی در رادیو و تلویزیون آغاز کرد و به خواندن تصنیف های مردمی مشغول شد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385
ایرج پزشگزاد با دایی جان ناپلئون تصویری لطیف و ظریف برای ایرانیان به جای گذاشت

ایرج پزشکزاد(مدیر وبلاگ: سلام دوستان امروز در کرج به امام زاده طاهر رفته و از مزار هنرمندان عکس برداری و در روزهای آینده برای شما در وبلاگ قرار می دهم از مزار هنرمندانی چون تقی ظهوری، استاد غلامحسین بنان، نعمت اله آزموده (آغاسی)، مرتضی حنانه، حسین قوامی، بانو دلکش، بانو پوران، احمد محمود، احمد شاملو، هوشنگ گلشیری، استاد احمد عبادی، حبیب الله بدیعی، استاد حسن کامکار، استاد علی اصغر وکیلی، استاد علی اصغر بهادری، استاد حسن گلنراقی، مرتضی حنانه، م آزاد، روحبخش، مازیار، و . . .  که تو روزهای آینده در وبلاک براتون می زارم) ایرج پزشگزاد بی گمان از دردانه های ادبیات و هنر معاصر ایران است. از آن دردانه هایی که باعث می شود من با صدای بلند فریاد زنم ایرانی هستم و به افتخار هموطن بودن با او گذرنامه ایرانی خودرا به رخ بکشم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385
شوی تلویزیونی فرخزاد همیشه تعداد زیادی تماشاچی داشت

فریدون فرخزاد(مدیر وبلاگ: سلام دوستان اگه این ۲ یا ۳ روزه مطالب رو دیر آپ می کنم به این خاطره که مسافرت هستم مصاحبه و عکس های جدید ناصر ملک مطیعی و اسدالله یکتا هم تو روزهای آینده در وبلاک براتون می زارم) فريدون فرخزاد در آلمان تحصيل كرده و داراى درجه دكتراى علوم سياسى بود. متولد هزار و سيصد و پانزده در شهر تفرش، و برادر شاعره مشهور فروغ فرخزاد بود. فريدون فرخزاد، به جز دكتراى علوم سياسى، شاعر، نويسنده، هنرپيشه، خواننده و مبتكر چندين برنامه و شو تلويزيونى، از جمله شو موفق (ميخك نقره اى) در ايران بود. فریدون فرخزاد هم در تلویزیون برنامه اجرا می کرد و هم یک هفته در میان در رادیو برنامهء صبح جمعه را اجرا می کرد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385
گفت و گو با جمشيد مشايخي: به علي حاتمي گفتم اگر بگويي تختي كشته شده، دروغ گفته‌‏ اي!

جمشید مشایخی(مدیر وبلاگ: سلام دوستان قبل از اینکه مطلب رو بخونین اینو بگم که امروز هم من با آقای اسدالله یکتا مصاحبه کردم و عکس گرفتم که ایشالا تو ۶ یا ۷ روز آینده براتون تو وبلاگ می زارم) جمشيد مشايخي، بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون كه همكاري‌‏هاي مشترك زيادي با مرحوم علي حاتمي داشته است، گفت و گویی با او شده است که می خوانید. جمشيد مشايخي درباره نحوه آشنايي خود با اين كارگردان گفت: اوايل دهه 40 كه من در اداره تئاتر مشغول فعاليت بودم،‌‏ علي حاتمي براي آن جا نمايشنامه مي‌‏نوشت و به آن جا مي‌‏آورد تا اجرا شود.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385
بانو سيمين از دسته خوانندگان متين و به راستي هنرمند است

بانو سيمين غانم(مدیر وبلاگ: سلام دوستان قبل از اینکه مطلب رو بخونین اینو بگم که امروز من با آقای ناصر ملک مطیعی مصاحبه کردم و عکس گرفتم که ایشالا تو ۴ یا ۵ روز آینده براتون تو وبلاگ می زارم) بانو سيمين غانم در شمار آن دسته از خوانندگان متين و به راستي هنر مندي است که دامان خود را از دام شهرت طلبي هاي کاذب و سود جويي هاي جذاب ورچيده و طمع تلخ و شيرين و زهر آگين آن را  نچشيد و در غرقاب و گنداب ابتذال دست و پا نزد که اين خود هنري است بسيار زيبا تر از  هنرخوانندگي او. سيمين غانم ضمن باز خواني برخي از ترانه هاي قديمي با آهنگسازان بر جسته اي همچون علي تجويدي، همايون خرّم، فريدون شهبازيان و به خصوص فريبرز لاچيني و جواد لشکري، و ترانه سراياني چون فرهاد شيباني و اردلان سر افراز و ... همکاري داشته است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه یازدهم شهریور 1385
آقای ساموئل خاچيکيان به سينما نشان داد که با حرکت دوربين می تواند جهان را از زاويه ای ديگر ببيند

ساموئل خاچکیانساموئل خاچيکيان که دوستان و همکارانش او را با نام سام ول می شناختند، در يکی از دورانهای فترت سينمای ايران با خلاقيت بی نظير و هنر چشمگيرش به ياری اين هنر- صنعت شتافت. آقای خاچيکيان ابتدا مهارت فنی خود را با به نتيجه رساندن پروژه سنگين و پيچيده شب نشينی در جهنم به اثبات رساند و سپس با طوفان در شهر ما سبک خاص خود را در سينمای ايران بنا نهاد. مهارت اين شاعر روزنامه آليک در فضا سازی سينمايی و ايجاد ميزانسن به جايی رسيد که به گفته همکارانش می توانست تنها با يک لامپ، يک ميز و يکی دو چهره ی انسانی، زيرزمين هر قهوه خانه ای را به عنوان قصر تبهکاران به تماشاگران بقبولاند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه دهم شهریور 1385
استاد علي تجويدي: من به ياد ندارم که آهنگي ساخته باشم که انگيزه نداشته باشد

استاد علي تجويدياستاد علي تجويدي، متولد ۱۲۸۹ خيابان ري تهران. زندگي هنري او را با قلم خودش بخوانيم: مقدمات را نزد پدرم و هادي تجويدي برادرم آموختم. در ۱۲ سالگي دستگاه هاي ايراني را مي شناختم. مرحوم ابوالحسن صبا چون نزد پدرم نقاشي کار مي کرد به منزل ما رفت و آمد داشت و از همان موقع با ايشان اشنا شدم. اولين سازي که آموختم تار بود ضمنآ موقعي که در دبيرستان تحصيل مي کردم به گروه پيش آهنگي وارد شدم و فلوت آموختم و با نت آشنايي پيدا کردم. در ۱۶ سالگي به کلاس حسين ياحقي رفتم و پس از ۶ ماه نزد ايشان به آموختن ويولن مشغول شدم و سپس به کلاس مرحوم صبا رفتم و ۶ سال نزد اين استاد به فراگرفتن موسيقي و نوازندگي ويولن پرداختم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه نهم شهریور 1385
ديدار با ناصر ملک مطيعي: با دست خالی و عشق شروع کرديم

ناصر ملک مطیعیبا کمال افتخار و سربلندی بايد بگويم که اهل سينمای ايران هستم و سال ها در خدمت سينمای ايران بوده ام. به آنچه کرده ام به خود می بالم. و بدون توقع و انتظار کار مورد علاقه ام را دنبال کرده ام و پاداشم را هم از مردم گرفته ام. و فکر می کنم محبت مردم در اين پنجاه سال با هيچ چيز قابل مقايسه نيست. از اين رو هميشه شاکر خداوند متعال بوده ام. اين مقدمه برای اين است که بدانيد در همه حال آدم متعادل و قانعی بوده ام و به حکم استغنا و خصوصيات شخصی ام به دنبال سر و صدا و جنجال نبوده ام. اما در همه حال چشم به اعتلا و گسترش سينمای ايران داشته ام و در اين راه اگر خدمتی باشد با اشتياق تمام در اختيار سينماگران خواهم گذاشت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه هشتم شهریور 1385
گوگوش در تدارک پروازی دیگر

گوگوشپس از بازگشت به صحنه، همه تشنه ی آهنگها و اشعار عاشقانه و جاودانه ی گذشته ی او بودند. و او گلهای پژمرده ی عشق های قدیمی را در دل نسلهای گذشته دوباره شاداب نمود و نسلهای جوان نیز که نظاره گر آبیاری گلهای پرپر شده ی عشق های گمشده به دست این اسطوره ی هنر بودند، بتی را یافتند که می توانستند از آن پس به زبان او در گوش دلداده ی خود سخن عشق رازمزمه کنند. کنسرت ها به شرحی که لحظه به لحظه در این سایت منعکس گردید با موفقیت بی نظیر به پایان رسید و پس از آن گوگوش در سکوتی طولانی فرو رفت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه هفتم شهریور 1385
بدون اغراق ميتوان فيلم آرامش در حضور دیگران را يك شاهكار دانست

مهري مهرنيا و ثريا قاسمي در فیلم آرامش در حضور دیگرانآرامش در حضور ديگران ساخته ناصر تقوايي یکی از بهترين فيلم هاي تاريخ سينماي ايران به حساب مي آيد. بدون اغراق ميتوان اين فيلم را يك شاهكار دانست. شاهكاري كه تقوايي در اولين گام سينمايي خود موفق به خلق آن مي شود. در اين مجال فرصت نيست تا در مورد كارنامه تقوايي و فيلم هاي او صحبت كنيم به همين علت تنها به صحبت در مورد آرامش در حضور ديگران اكتفا مي كنيم. تقوايي اين فيلم را براساس داستاني از كتاب واهمه هاي بي نام ونشان نوشته دكتر غلام حسين ساعدي ساخته است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه ششم شهریور 1385
ترانه نوین ایران

ایرج جنتی عطایی     اردلان سرافراز     شهریار قنبری

ترانه هایی که امروز به گوش من و تو آشنا و دلنشین است. همان عاشقانه هایست که به آن بالیدیم و عاشق شدیم. آمدیم رفتیم و دل دادیم و دل بریدیم. همان عاشقانه هایی که به نام ترانه نوین آن را می شناسیم. مخلوق قلم سه بزرگوار: ایرج جنتی عطایی و شهیار قنبری واردلان سرفراز است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه پنجم شهریور 1385
عزت الله انتظامى از على حاتمى مى گويد

این عزت الله انتظامی است که علی حاتمی را می بوسدنبايد با او گفت و گو كرد. نبايد او را به سئوال كشيد. نبايد با او روبه رو شد. بايد نشست. سكوت كرد. آرام و سراسر گوش گذاشت تا او به روش خود صحنه ديدار را به دست گيرد. سپس شنيد و شنيد و شنيد. نبايد چشم را بيكار گذاشت. او سراسر ديدنى است. عزت الله انتظامى در خانه اى پوشيده از عطوفت و مهر ايرانى كه بوى مطبخش هم سليقه ايرانى را منتشر مى كند در يك روز پاييزى غم انگيز آذر در توفانى كه برگ هاى زرد به راه انداخته اند، از كارهايش با على حاتمى مى گويد. دفتر خاطرات انتظامى با اجراى منحصر به فرد آقاى بازيگران آنچنان ورق مى خورد كه ما جز پلك زدن و لذت بردن چاره ديگرى نداشتيم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه چهارم شهریور 1385
سوسن هميشه يار مستمندان بود

زنده یاد سوسنسوسن زنی باشخصيت بود و هيچ وقت گذشته خود را فراموش نکرد و هميشه يار مستمندان بود. او در تأسيس چند پرورشگاه سهيم بود. او سرپرستی چندين کودک بی سرپرست را مادرانه بعهده گرفت. او با ديدن هر فقيری اختيارش را از دست می داد و توشه و مزد زحماتش را بين آنان تقسيم می نمود. او درد فقيری و نداری و بی کسی و زندگی پرورشگاهی را چشيده بود... سوسن نامش گل اندام طاهرخانی بود متولد ارديبهشت ماه ۱۳۲۱در قصر شيرين. نام پدرش ابراهيم نام مادرش بلقيس بود. بعد از دست دادن پدرش در يک حادثه تصادف که خودش هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه سوم شهریور 1385
موسیقی در دوران هخامنشی

موسیقی در دوران هخامنشیموسیقی مذهبی: بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی. مشاهده می کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می خورد. مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول استرابو دانشمند یونانی این نغمه ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می شود.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه دوم شهریور 1385
تپلی فيلمی بود که خيلی از استعدادهای نهفته و مدعی را جلوه گر ساخت

فیلم تپلی - مرتضی عقیلی و همایون

تپلی فيلمی بود که خيلی از استعدادهای نهفته و مدعی را جلوه گر ساخت و به تعدادی از هنرمندان ايرانی که هميشه گفته بودند در شرايط بهتر کارهای بزرگتری از آنها بر می آيد؛ ميدانی داد تا بتوانند ادعای خود را با موفقيت ثابت کنند. يکی از اين هنرمندان، رضا ميرلوحی بود که با همه ی علاقمندی اش به سينمای اصيل و سالم، داشت می رفت که در غرقاب محتوم آن سالها گم شود. ميرلوحی با اين فيلم اعتباری را که می خواست به چنگ آورد اما تکرار موفقيت هميشه سخت است. در مورد خاص او، عجل هم مهلتی به او نداد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه یکم شهریور 1385
پس از تهرانی . . .

استاد ابوالحسن صبا و حسین تهرانیموسیقی ایران در تاریخ پر فراز و نشیب خود از ابزارهای بسیاری برای تولید موسیقی بهره برده است که امروز بسیاری از این سازها با گذر زمان به فراموشی سپرده شده است. تعداد سازهای موسیقی ایرانی که تا کنون توسط محققان موسیقی کشف شده اند به حدود 255 عدد میرسد که البته بسیاری از این سازها تا حد زیادی شبیه به هم هستند. در تقسیم بندی سازهای ایرانی، گروه بزرگی از این سازها، ضربی پوستی ها هستند که تا کنون نزدیک به 24 عدد از این سازها کشف شده اند. بسیاری از این دسته سازهای کوبه ای امروز دیگر به دلایل مختلف مورد استفاده قرار نمیگیرند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي