تبليغاتX
هنرپيشه هاي قديم و خواننده هاي ايراني
چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385
عزت الله انتظامي بازيگري با معجزه‌ هاي بسيار

عزت الله انتظاميهنوز هم وقتي جلوي دوربين مي‌رود اضطراب وجودش را فرا مي‌گيرد. هنوز هم وقتي در فيلمي بازي مي‌كند، نگران داوري مردم است و هنوز هم بازيگري برايش جدي است. اين‌ها را خود عزت‌الله انتظامي مي‌گويد كه حالا در 80 سالگي‌اش هنوز هر بار كه فيلمي را بازي مي‌كند، مردم انتظار معجزه‌اي ديگر را دارند، زيرا از او معجزه بسيار ديده‌اند. انتظامي در فيلم‌هاي زيادي بازي كرده است، از فيلم‌هاي خوب خوب گرفته تا فيلم‌هاي متوسط. از فيلم‌هايي با كارگردانان صاحب‌نام و برجسته گرفته تا فيلم‌هايي با كارگردانان معمولي اما در همهء اين فيلم‌ها عزت‌الله انتظامي، عزت‌الله انتظامي بوده است، با كوشش بسيار براي بازي ماندگار. ستاره درخشان بازيگري ايران امسال در بيست و چهارمين جشنواره در فيلمي از فريدون جيراني روي پرده مي‌رود: ستاره مي‌شود، ستاره است، ستاره بود، فيلمي سه قسمتي يا به قول جيراني سه جلدي دربارهء ستاره‌هاي سينما.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه سی ام خرداد 1385
موسیقی و رادیو ایران

راديو ايراندر تاریخ ۰۴/۰۲/۱۳۱۹ رادیوی ایران گشایش یافت. قبل از آن در تاریخ ۱۳۱۶ شمسی تصمیم احداث آن گرفته شده بود و ساختمان آن در دست احداث بود. در اواخر سال ۱۳۱۸ دستگاهها از طرف شرکت تلفونکن آلمان تحویل شد و پس از نصب در سال ۱۳۱۹ به بهره برداری رسید. اولین برنامه رادیویی با نطق نخست وزیر وقت احمد متین دفتری آغاز شد. برنامه های رادیو تهران ابتدا تنها چند ساعت در روز بود که روی موج کوتاه پخش می شد و شامل اخبار، گفتار، موسیقی اروپایی و موسیقی ایرانی بود. کمیسیون موسیقی که بخشی از سازمان پرورش افکار بود، با همکاری اداره موسیقی کشور، بخش موسیقی اروپایی رادیو را اداره می کرد و ارکستری مرکب از استادان کشور چک اسلواک و هنرآموزان هنرستان عالی موسیقی هفته ای چند شب، قطعاتی از موسیقی کلاسیک غربی ر از رادیو بصورت زنده اجرا و پخش می کردند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385
زنان‌ زیر بار تاریخ : بررسی‌ وضع‌ حضور زن‌ در سینمای‌ ایران‌ از ابتدا تا امروز

زنان زير بار تاريخوقتی‌ عبدالحسین‌ سپنتا تصمیم‌ گرفت‌ دختر لر نخستین‌ فیلم‌ ناطق‌ سینمای‌ ایران‌ را در هند بسازد، مشکل‌ بزرگش‌ انتخاب‌ بازیگران‌ فیلم‌ بود که‌ می‌بایست‌ با زبان‌ فارسی‌ آشنایی‌ می‌داشتند.  ازیگران‌ انتخاب‌ شدند، همسر یکی‌ از کارمندان‌ استودیو به‌ نام‌ روح‌انگیز هم‌ برای‌ ایفای‌ نقش‌ گلنار انتخاب‌ شد. به‌ او گفته‌ بودند: نامش‌ به‌ عنوان‌ نخستین‌ بازیگر زن‌ سینمای‌ ایران‌ برای‌ همیشه‌ بر جای‌ خواهد ماند. تولد نخستین‌ بازیگر زن‌ و نخستین‌ فیلم‌ ناطق‌ در سینمای‌ ایران‌ همزمان‌ در سال‌ 1312 اتفاق‌ افتاد. روح‌انگیز که‌ قبول‌ کرده‌ بود گلنار دختر لر شود، شاید نمی‌دانست‌ با پذیرفتن‌ این‌ عنوان‌ ناگزیر از پذیرفتن‌ بی‌مهری‌های‌ مردم‌ کشورش‌ که‌ تا به‌ حال‌ بازیگر زن‌ ایرانی‌ ندیده‌ بودند نیز هست‌.


 


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385
بیژن مرتضوی - نواختن ویولون رو از سه سالگی در تهران شروع کرد

بيژن مرتضويبیژن زاده خطه شمال است. نواختن ویولون رو از سه سالگی در تهران شروع کرد. او توسط پنج نفر از مشهورترین و خوشنام ترین ویولونیست ها آموزش دید. توسط این اساتید تکنیک های خاصی مانند بداهه نوازی رو یاد گرفته . در هفت سالگی شروع کرد به تمرین پیانو، گیتار، پرکاشن و سازهای زهه سنتی مانند عود، تار و سنتور. در یازده سالگی جایزه ی اول مسابقه ی ملی موسیقی رو در میان تمام رده های سنی بدست آورد . در چهارده سالگی یک ارکستر سی و دو نفره را در اردوی رامسر آهنگها و تنظیم او را اجرا کردند . بعد از اتمام دوره ی دبیرستان به بریتانیا رفت . آنجا اون تحصیلات خودشو در زمینه مورد علاقه اش یعنی مهندسی راه و ساختمان ادامه می داد و همزمان به تمرین ویولون می پرداخت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385
پيشگامان سينماي ايران

گراند سينما (اولين سينماي ايران)ورود سينما توگراف - مظفرالدين شاه قاجار در بيست و چهارم فروردين ماه 1279 از تهران به قصد اروپا حركت كرد و پس از سياحت مفصل در اغلب ممالك اروپا ، در اوايل تابستان به چشمه هاي معدني شهر معروف (كنتركس ويل) فرانسه رفت . در همين ايام با سينما آشنا شد. و باني ورود نخستين دوربين فيلمبرداري و نمايش فيلم در ايران شد.البته سوغات او طبق سنت ديرپا ، در سالهاي اوليه دور از دسترس عوام باقي ماند و فقط خواص از آن بهره بردند. نخستين فيلمبردار ، ميرزا ابراهيم خان عكاسباشي (1294-1253) بود . او در چهارده سالگي در پاريس به تحصيل عكاسي ، گراور سازي و عكاسي روي چيني پرداخت و هنگام مراجعت به وطن به دستور شاه در خدمت مظفرالدين ميرزا كه وليعهد بود و در تبريز به سر مي برد در آمد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه بیست و ششم خرداد 1385
استاد ایرج : تاريخ موسيقي اصيل ايراني مشخص نيست

استاد ايرجمن در 11 دي ماه 1311 در روستاي خالد آباد نطنز، به دنيا آمدم، هم اكنون پنج فرزند دارم، سه پسر و دو دختر كه پسر آخرم احسان، آهنگساز و خواننده است و استاد مشوق او خودم بوده‌ام . پدربزرگم خواننده بود و رديف مي‌دانست. پدرم هم رديف ها را از او ياد گرفت و من هم از پدرم. از 6سالگي آواز مي‌خواندم و عاشق اينكار بودم، البته از تعزيه خواني هائي كه به مناسبت هاي مذهبي در محله ها آواز مي‌خواندند هم نكات زيادي را فرا گرفتم طوري كه در كلاس دوم ابتدايي يعني 8 سالگي رديف ها را مي‌دانستم، تا كلاس 6 ابتدايي كه براي ادامه تحصيل به تهران آمديم. من آن زمان به وسيله حميد وفادار به شادروان ابوالحسن صبا معرفي شدم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385
نگاهي به تاريخچۀ سانسور در ترانه‌سرايي ايران

ترانه سراييسانسور با اينکه لغتي فرانسوي است و در اصل از آن کشور و زبان آمده، ولي چنان در مناسبات اجتماعي و بافت فرهنگي و هنري ما ايرانيان جا افتاده و خوش نشسته، که انگار از همان اول کلمهاي فارسي بوده و در معناي اين لغت، نمونههاي فراوان ايرانيآن ميتواند بهترين و رساترين آنها باشد. البته در مناسبات اجتماعي عواملي چون قوانين و آموزههاي مذهبي، به شکلي قانونمند شده، و مقولۀ اخلاق در افراد و جامعه، گرچه بهصورت قانوني نانوشته، ولي در جاي خود حضور داشته و موجوديت دارد. در عالم بيان و انديشه، و در دنياي هنر و خلاقيت اما برعکس، قانوني مدون با بند و ماده و تبصرههاي تعريف شده از سوي دولت وقت به اجرا گذاشته ميشود و از حمايت و قدرت حکومت نيز برخوردار است.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385
فرزانه تائيدي بازيگر تاتر و سينما: جشني بر سر گور سينماي ايران

فرزانه تاييديحرفها و درد دلهائي که من بعنوان يک هنرپيشه ي سينماي اين مملکت دارم ميتواند تا حدي جوابگوي اين سوال ها باشد. سعي ميکنم اول نکات مثبت جشنواره ي جهاني فيلم تهران را از ديدگاه يک شيفته ي واقعي سينما بيان کنم و بعد البته راجع به نکات منفي آن – تا آنجا که عقلم ميرسد – حرف بزنم . مسلما نيت اجراي اين جشنواره از روز اول خير بوده و شش سالي است که براي معرفي سينماي پيشرو ايران و عرضه ي فيلمهاي برگزيده خارجي کوشش ميکند. در شرايطي که به علت مشکلات سانسور و عوامل ديگر ديدن فيلمهاي برجسته ي خارجي تقريبا ناممکن است و آنچه هم به دستمان ميرسد کهنه و تکه پاره است ، بي ترديد از راه جشنواره فيلم تهران تا حد زيادي ميتوان در جريان حرکت هاي تازه سينما قرار گرفت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385
خاطره اي در مورد بانو هايده

زنده ياد هايدهشايد به صراحت بتوان گفت هايده از معدود خوانندگاني است كه ترانه هايش رنگ واقعي عشقها و دوست داشتنهاي واقعي و انساني را داراست براي او كم نگاشته اند و كم گفته اند اما اشعار و موسيقي اش براي بسياري هنوز جذابيتهاي خاص خودش را دارد . انچه در زير ميخوانيد يادداشتي درباره مرحوم هايده است.

 

تابستان سال 1346

يك ظهر گرم جمعه. ساعت يك و نيم بعد ازظهر، گل های تازه. از چند روز قبل هم اعلام شده بود. ترانه و آوازی با اركستر بزرگ راديو ايران و با صدای خواننده ای كه برای نخستين بار صدايش پخش می شد: حميرا!علی تجويدی، پس از وقفه ای نه چندان طولانی با صدای پرقدرت ديگری به ميدان بازگشت. در همان بعد از ظهرهای فراموش نشدنی جمعه: هايده!


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385
فيلم دالاهو - تكيه كلام قربونت برم و ويتامين من سالها بین مردم رواج داشت

فيلم دالاهو

بدنبال موفقيت بي نظير فيلم گنج قارون در سال 1344 فيلمسازان بسياري كوشيدند تا با ساختن فيلمهاي مشابه و گاهي با همان بازيگران و همان داستان موفقيت تازه اي براي خود رقم بزنند. اما هيچيك از آن فيلمسازان حتي سيامك ياسمي كارگردان و محمد علي فردين بازيگر نقش اصلي گنج قارون نيز در مسابقه اعلام نشده ي ساختن فيلمي با محبوبيت گنج قارون شركت كردند اما در واقع مغلوب اثر پيشين خود شدند و هرگز نتوانسند موفقيت گنج قارون را تكرار كنند. سيامك ياسمي در سال 1346 در شرايطي براي شكستن طلسم گنج قارون و گشودن راهي تازه به ساختن فيلم دالاهو روي آورد كه همچنان بسياري از كارگردانان ايراني سرگرم ساختن نسخه هاي بدل گنج قارون بودند. دالاهو با قصد پديد آوردن اثري متفاوت ساخته شد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385
سيما بينا خواننده محبوب و موفق موسيقی محلی ايران

سيما بيناسيما بينا خواننده محبوب و موفق موسيقی محلی ايرانی به تازگی از تور مسافرتی کنسرت های خود در آمريکا و کانادا بازگشته است. اين خود بهانه و فرصت خوبی بود برای گفتگوی تازه ای با ايشان. سيما بينا با گشت و گذار خود در موسيقی بومی ايران جايگاه ويژه ای در بين ايرانيان بدست آورده است. صدا، شعر و موسيقی او ما را از خراسان به چهار محال بختياری، از مازندران به شيراز و از کردستان به بلوچستان می برد. زبان موسيقی او زبان موسيقی مردم است. موسيقی او بر دل می نشيند؛ چون از زبان، جان و دل مردم بر آمده و جمع آوری شده. سيما بينا با پژوهش و تحقيق طولانی و پشتکار خود در موسيقی بومی و محلی ايران نه تنها به عنوان خواننده بلکه به عنوان يک پژوهشگر موسيقی محلی ايرانی به تاريخ هنری و فرهنگی مردم ايران پيوست.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه بیستم خرداد 1385
گفت‌ و گو با چنگیز جلیلوند - از فردین و بهروز وثوقی تا مارلون براندو و پل نیومن

چنگيز جليلونداز چه سالی به دوبله روی آورده‌اید و پیش از انقلاب چند فیلم را دوبله كرده‌اید؟

گمان میكنم سال 38 یا 39 بود كه به‌ طور رسمی وارد كار دوبله شدم. ابتدا با مسئولان آژیر فیلم آشنا شدم و همان‌جا در اولین فیلم به نام سگ و مادر زن صحبت كردم. در دوبله فیلم كمدی سگ و مادرزن آقای احمد رسول‌زاده مدیر دوبلاژ بودند. من در آژیر فیلم شانس آوردم كه با هوشنگ مرادی و تاجی احمدی آشنا شدم. تا زمانی كه انقلاب اسلامی پیروز شد نیز 13فیلم را دوبله كرده‌ام. در آن سالها دوستدار و حمید و علی عباسی گوینده‌های مقتدری بودند. بعدها با دوستان دیگری آشنا شدم كه خیلی زودتر از من وارد این حرفه شده بودند: خانم ژاله علو، و آقایان منوچهر اسماعیلی،‌احمد رسول‌زاده، و حبیب‌ا... كسمائی.



ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه نوزدهم خرداد 1385
تورج نگهبان و سیری در ادبیات آهنگین ایران

تورج نگهبانبا سلام و درود فراوان خدمت همراهان و عزیزانی که در برنامه سیری در ادبیات آهنگین ایران با ما همراه می شوند و به هم به بررسی می نشینیم . این برنامه همزمان در تارنمای هنر و موسیقی که با کوشش آقای فرشاد عابدینی سپهر و امیدرضا میرصیافی ، در یک فضای پژوهشگرانه بسیار دقیقی تا آنجایی که من بررسی کردم اجرا می شود . من قبلا با این تارنما آشنا نبودم ولی رفته رفته احساس کردم یکی از تارنما ها و یک از مجموعه های درست و دقیقی در جمع آوری خبرها است . ما هم به عضویت این مجموعه در می آییم . غرض و آرمان همه ما پیشبرد موسیقی کلاسیک ایران و همچنین هماهنگ کردن موسیقی کلاسیک ایران با آن تازگی ها و نکات جذابی که در موسیقی جهان هست و اینکه این موسیقی را از حالت یکنواختی بیرون آوریم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه هجدهم خرداد 1385
شاپور قريب : كيميايي پيشنهاد داد قيصر را من بسازم

شاپور قريبفيلم قيصر

شاپور قريب در سال1311 در سمنان متولد شد. او از پانزده سالگي فعاليت خود را در عرصه تئاتر آغاز كرد. وي در فيلم مو طلائي شهر ما ديالوگ نوشت، بعد از آن دستيار آقاي خاني شد. سپس در فيلم چرخ بازيگر كه به كارگرداني خاني بود علاوه بر نوشتن اغلب سكانسهاي فيلم موفق به بازي گرفتن از بازيگران شد كه پس از آن طرز كار وي مورد توجه قرار گرفت. شاپور قريب با دستياري مرحوم جلال مقدم در فيلم سه ديوانه فعاليت هنري خود را ادامه داد و پس از بيست و اندي سال فعاليت در تئاتر و سينما٬ اولين فيلم سينمائي خود را ساخت.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه هفدهم خرداد 1385
پریسا : مشوق و حامى من پدرم بود

پريسادر 25 اسفند 1328 در شهسوار متولد شدم. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به من و خواهرها و برادرانم به ارث رسيده است. بزرگ‌ترين مشوق و حامى من در خانواده پدرم بود و در دوران تحصيل هر وقت برنامه‌اى بود كه از من مى‌خواستند شركت كنم، او نه تنها مخالفت نمى‌كرد، بلكه بسيار هم تشويق مي‌كرد. با حمايت و تشويق‌هاى او بود كه من در مسابقات هنرى مدارس شركت مي‌كردم. آخرين بارى كه در رشته آواز رتبه اول را در بين تمام دانش‌آموزان سراسر كشور كسب كردم، با استادم مرحوم محمود كريمى كه از اعضاى هيئت داوران بودند آشنا شدم. استاد كريمى مرا بسيار تشويق كردند و پيشنهاد كردند كه براى آموزش موسيقى ايرانى (دستگاه‌ها و رديف موسيقى سنتى) شاگرد ايشان شوم. لذا تحصيل موسيقى سنتى ايران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز كردم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه شانزدهم خرداد 1385
فنی زاده - با هق هق آسمان یاد رگبار کنید!

پرویز فنی زادهپرویز فنی زاده نمرد، پر کشید! داغ خودش را به دل سینمای ایران گذاشت. با بهروزوثوقی در اوج شکوفائی اش، شانه به شانه شده بود و انتظامی آینده ایران بود. خیلی زود، زودتر از آنچه تصور می‌شد به دام اعتیاد افتاد. از بدخیم ترین آن هم: هروئین! هیچکس در سینمای ایران نخواهد توانست مش قاسم یا ملیجک شود. هر بار که آسمان هق هق می‌کند رگباری به خاطر می‌آید که او در آن بازی کرد. چه کسی می‌توانست زیر جلد بوف کور هدایت برود، جز او؟ هدایت با گاز خود را کشت و فنی زاده با اعتیاد.  متولد1316 بود، انقلاب آرزوی فنی زاده بود، اما وقتی رسید که او دیگر نمی توانست برخیزد و کمر راست کند. نیم خیزی برداشت اما دیگر خیلی دیر شده بود! حروف چین و مصحح روزنامة اطلاعات بود. وقتی ابوالحسن صبا چشم برجهان بست و به یاد او یک برنامه گلها تدارک دیدند فنی زاده در آن گروه نی می‌زد! می‌دانستید؟ به کتاب قصه شمع نواب صفا مراجعه کنید!


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه پانزدهم خرداد 1385
گفت و گويي با فريدون گله پيش از مرگش - من هنوز آنقدر پير نشدم كه . . .

فریدون گلهفريدون گله فارغ التحصيل دانشكده ادبيات دانشگاه مشهد و هنرهاي دراماتيك دانشگاه نيويورك ، با ساخت فيلم شب فرشتگان كه به گفته خودش بيشتر اثر را كار محمد رضا فاضلي  مي داند در سال 1347 وارد جرگه فيلمسازي شد ، اما با ساخت فيلم  دشنه (1351) به نوعي خود را به فيلمسازان موج سوم نزديك كرد تا اين كه با فيلم  زير پوست شب  در سال 1353 با ارائه شخصيتي كه در شهر جستجوگر معاني فلسفي و هستي شناختي است ، خود را به عنوان فيلم سازي صاحب انديشه و با نبوغ خاص مطرح نمود.  گله  نگاه و انديشه‌اش را در فيلم  كندو (1354) با معرفي قهرماني با نام  ابي (بهروز وثوقي) به شكلي منحصر به فرد و متعالي به منحصه ظهور نشاند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه چهاردهم خرداد 1385
فرهاد - صدائی است که همیشه می ماند

فرهادموسیقی پاپ را می توان در دو وجه محدود و گسترده , معنا کرد . در معنای عام و گسترده , همانگونه که از عنوان آن بر می آید , همه انواع موسیقی فراگیر مردم پسند را در بر میگیرد و هدف اصلی آن سرگرم کردن و نشاط و حرکت بخشیدن است . در معنای خاص و محدود , ولی , موسیقی پاپ , چیز دیگری می شود , ساختار دیگری پیدا می کند , ریتم دریافت ترکیبی آن برجسته می شود و متن غالبأ حرف تازه ای برای گفتن دارد و آن را به شیوه تازه ای بیان می کند . موسیقی پاپ در این معنا در سالهای نخستین دهه شصت میلادی , در اروپا و آمریکا سر بر آورد و با شتابی شگفت آور به سراسر جهان راه یافت . جوانان , نخستین مسحور شدگان این موسیقی غوغائی بودند .


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه سیزدهم خرداد 1385
شجریان از زبان مرحوم فریدون مشیری

استاد شجریانیکی از سالهای دهه چهل روزی در اداره رادیو ، دوست شاعرم هوشنگ ابتهاج که سرپرست واحد تولید موسیقی بود گفت : امروز بدیع زاده (خواننده ی معروف قدیمی) سرزده وارد اتاق شد و و با شگفتی و حیرت گفت : در اتاق شورای موسیقی جوانی امده آواز می خواند. صدایش از اینجا تا اینجای پیانو است و با دستش فاصله ای در حدود سه چهار اکتاو را نشان داد. ما همه تعجب کردیم و منتظر ماندیم. چندی بعد جسته و گریخته خبرهایی درباره ی پخش آواز این خواننده ی جوان می شنیدیم و مشتاق دیدارش بودیم. می گفتند نامش سیاوش بیدکانی است. بالاخره روزی توفیق دیدارش در واحد موسیقی دست داد و دیدیم هنرمندی است که از خراسان برخاسته تا آفاق آواز این سرزمین را چون خورشید خاوری گرم و روشن کند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه دوازدهم خرداد 1385
نگاهي به فيلم قيصر و قضيۀ آن سانسور سه حرفی!

فيلم قيصرتاريخ صد سالۀ سينماي ايران را اگر ورق بزنيم، بدون اغراق جايي از آن به فيلم قيصر مي‌رسيم. چون نمي‌شود تاريخ سينماي ايران را نوشت و از قيصر ننوشت. فيلم قيصر، فصل تازه‌ و قابل بحثي در سينماي معاصر ايران، و آغازي خجسته براي بعضي بدعت‌ها بود، و همچنين شروع و اولين کار، براي کساني که امروزه از نام‌آوران دنياي هنر و سينماي ايران هستند. قيصر به کلام ديگر فيلم اولين‌ها بود و هست. از مسعود کيميايي که سناريو و کارگرداني فيلم از او بود بگيريم، تا نام‌هايي چون عباس کيارستمي که تيتراژ فيلم را به‌طور مستقل ساخت و اولين کار سينمايي او محسوب مي‌شود. امير نادري، که عکاس پشت صحنۀ فيلم بود. اسفنديار منفردزاده، که اولين موسيقي متن فيلم را در تاريخ سينماي ايران ساخت و به موسيقي فيلم در ايران هويت بخشيد. و جمشيد مشايخي و بهمن مفيد که اولين کار و بازي‌هاي سينمايي اين دو هنرمند و بازيگر تئاتر بود. بهمن مفيد در اين باره مي‌گويد: سال ‌1347 ما يك عده بوديم كه از اداره فرهنگ و هنر بيرون آمده بوديم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه یازدهم خرداد 1385
آخرین مصاحبه با دلکش بانوی آواز ایران

بانو دلکشدلكش نزديک ترين چيزي بود که در ايران به عنوان خواننده ملی وجود داشت و صدای او، بيش از نيم قرن زندگي دهها ميليون ايراني را رنگين کرده است. هر چند 20 سال بود دلکش خاموش بود، اما صداي او در ميليون ها کاست و سي دي در خانه ميليون هاي ايراني در داخل و خارج از ايران زنده مانده بود. براي کنسرت نيويورک خانم دلکش، هنرمندي تصويري عظيم ساخته بود از زيبائي جواني او که پشت تمام صحنه را پر مي‌کرد، خانم دلکش که روي صحنه ظاهر شد، دل بيش از 2 هزار تماشاگر فروريخت. بانوي آواز ايران با پشتي دو تا، و عصائي در دست، ريز نقش و شکننده مي‌نمود، درست عکس آنچه صدايش بود، وقتي پشت ميکروفن قرار گرفت. خانم دلکش از خواندن محروم بود، و به علت آنکه حقوق بازنشستگي‌ و مزاياي او بعد ازانقلاب قطع شده بود، در فقر و بيماري زندگي مي‌کرد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه دهم خرداد 1385
بوی گندم برای ابی خاطره ای تلخ

فرزان دلجو و شهرام شب پره و ابيبدون شک یکی از بهترین فیلم های قبل از انقلاب در ایران بوی گندم بوده که بازیگران آن ستارگانی بودند مانند فرزان دلجو و ابی و شهرام شب پره و آیلین ویگن دختر مرحوم ویگن سلطان جاز ایران . این فیلم دارای داستانی بسیار قوی بوده و بازیگری شخصیت ها به بهترین شکل صورت گرفته آهنگ این فیلم را نیز سیاوش قمیشی ساخت. داستان این فیلم این گونه است که پسری عاشق یک دختر دانشگاهی پولدار آیلین ویگن می شود و بخاطر همین این پسر هم سعی می کنه خودش رو که آدم بی پولی هست رو به دختر مردی ثروتمند نشون بده تا اون رو بتونه واسه ازدواج و از بین بردن مشکلات پولیش راضی کنه. در اواسط فیلم  فرزان دلجو پی می برد که آیلین هم مثل خود او بی پول و بی کس و کار است و در دانشگاه فقط یک نظافت چی بوده و تازه مشکل بیماری قلبی هم دارد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه نهم خرداد 1385
سرود جاودان اي ايران نمونه بارز ايران دوستي استاد روح الله خالقی است

استاد روح الله خالقیروح الله خالقي در سال 1285 در شهرستان کرمان متولد شد و از شاگردان ممتاز و بزرگ استاد علينقي وزيري بود. وي يکي از مفاخر موسيقي ملي ايران بود، بهترين سالهاي زندگي خود را صرف پيشرفت موسيقي ملي ايران و تعليم و تعلم هنرجويان در راه اين هنر ارزنده و آسماني و ظريف کرد. وي خود شناختي کامل و همه جانبه در موسيقي ايراني و فرنگي داشت. آثار متعددي، شامل متدها و دستورهاي علمي براي تدريس موسيقي ملي، قطعات ارکستري، قطعات آواز، اتودها، آثار ساده براي مدارس، کتابها و نوشته ها و رسالات علمي از جمله: نظري به موسيقي و سرگذشت موسيقي ايران در دو جلد و غيره... از او بجاي مانده که داراي ارزشي گرانبها و پربار مي باشند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه هشتم خرداد 1385
فروغ فرخزاد شاعر بود یا سینماگر ؟

فروغ فرخزادجمله معروفی است که ما ملت افراط و تفریط هستیم!. در فیلم دل شدگان اثر مرحوم علی حاتمی صحنه کنایه آمیزی وجود دارد که عیسی خان وزیر ( با بازی مرحوم جلال مقدم ) با آن قد بلند درست در جهت مخالف نوکرش ، بیوک افندی ( با ایفای نقش مرحوم رشید اصلانی ) با آن قد کوتاهش، دراز کشیده و می گوید : من و تو مصداق بارز افراط و تفریط روزگاریم.   می گویند این ویژگی ما مردم است که هر فرد مورد علاقه مان را به حدی بزرگ می کنیم و در زمینه هایی که لزومی ندارد ، فاضل و عالم معرفی می نماییم که آن شخص اساسا در آن فضیلت اصلی خود نیز به فراموشی سپرده می شودفی المثل یک فوتبالیست معروف که همان تبحرش در رشته فوتبال ، خود یک ویژگی به شمار می آید را در فلسفه و عرفان نابغه اعلام می کنیم و یک هنرپیشه قابل را تا سطح فرهیختگی یک عارف بالا می بریم


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
یکشنبه هفتم خرداد 1385
مصاحبه با ستار و مسعود فردمنش زمانی که در کابل کنسرتشان لغو شد

ستارآقای ستار، شما چه احساسی بهتون دست داد که کنسرت لغو شد؟

ستار: از برنامه جلوگيری شده و از طرف ما لغو نشده است، حتی ويزاهای ما نيز آماده بودند اما ساعت پنج بعد از ظهر روز چهارشنبه به ما خبر دادند که جلوی برگزاری اين کنسرت گرفته شده است.

مسعود فردمنش: کاری که ما انجام می دهيم يک کار فرهنگی است و کار هنری مرزی ندارد  و من سالهاست که برای فارسی زبانان در سراسر جهان ترانه می خوانم و برنامه اجرا می کنم. من تعجب می کنم از اين کاری که انجام شده و باعث تأسف است.

 

آقای مسعود فردمنش شما هم ترانه سرا هستيد و اخيراً آلبومی را وارد بازار کرديد. شما هم می خواستيد برنامه اجرا کنيد در کابل، اين طور نيست؟

مسعود فردمنش: همانطور که آقای ستار گفتند ما يک برنامه فرهنگی هنری در آنجا داشتيم و ما با کوله باری از شعر عزم سفر داشتيم.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
شنبه ششم خرداد 1385
رضا بیک ایمانوردی - از رانندگی سفارت آمریکا تا جاده های بی انتهای غرب

رضا بیک ایمانوردیرضا آرتیست در تنگدستی و فراموشی به آخر خط رسید. اواخر بهار1340 بود و اکیپ تولید فیلم فریاد نیمه شب با همراهی ساموئل خاچیکیان معروفترین فیلمساز آن زمان با یک شورولت استیشن عازم مکان فیلمبرداری تعیین شده برای آن روز ،بودند که هنگام توقف پشت چراغ راهنمایی چهارراه پهلوی (ولی عصر فعلی) ناگهان با برخورد یک اتومبیل شیک به عقب ماشین خود مواجه می گردند. اتومبیل شیک متعلق به سفارت آمریکا بود و راننده اش جوان زشت رو اما خوش هیکلی بود که سریع پیاده شد و جهت عذر خواهی جلو رفت . جوان ضمن اظهار ارادت به ساموئل خاچیکیان ، خود را رضا آرتیست معرفی کرد و ابراز تمایل نمود که در یکی از فیلم های این کارگردان پرطرفدار به اصطلاح جنایی ساز بازی کند. در آن لحظه شاید حتی ساموئل هم تصور نمی کرد جوانی که با آن شور و حرارت متواضعانه مقابلش ایستاده روزی با نام رضا بیک ایمانوردی در سینمای ایران مشهور می شود بطوریکه برای امضای قرارداد بازی در فیلم ها وقت چند ماهه می دهد!


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
جمعه پنجم خرداد 1385
حسن گلنراقی - مرا ببوس عاشقانه ای که سیاسی شد

حسن گلنراقیسال ها در بازار تهران -سرای بلورفروش ها- کسب و کار مختصری داشت. قدی بلند و مویی سفيد. آرام و شمرده صحبت می کرد، حتی با مشتری های سمجی که برای بلور خريدن هم چانه می زدند چنان آرام سخن می گفت، که گویی می ترسد بلورها تاب قال و مقال را نيآورده و از روی رف ها سقوط کنند. مغازه اش دربازار سنتی تهران نه بزرگ بود و نه کوچک. تحمل آنهايی را که يادش بودند و به ديدارش می آمدند بيشتر داشت تا مشتری ها را. حسن گل نراقی خواننده ای غير حرفه ای اما اهل ذوق بود. در سال های پس از کودتای 28 مرداد که بسیاری دور هم به غم خواری و تسلای آوار کودتا جمع می شدند، ترانه ای را که حيدر رقابی سروده بود خواند. با همين ترانه نامش در ليست خوانندگان ايران قرار گرفت.  خودش می گفت: به تشويق دوستان ترانه ديگری هم خواندم، اما خيلی زود تصميم گرفتم کنار بکشم. صدای من با مراببوس بايد در خاطرها می ماند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
پنجشنبه چهارم خرداد 1385
توضيح شهره آغداشلو در مورد ادعاي بازي وي در نقش يك تروريست ايراني

شهره آغداشلوشهره آغداشلو ستاره ي ايراني سينماي هاليوود و نامزد ايراني دريافت جايزه اسكار، طي ارسال توضيحي به انتخاب نسبت به بخشي از گزارش منتشر شده در انتخاب با عنوان شهرت و محبوبيت روز افزون ستاره ي ايراني هاليوود واكنش نشان داد. در بخشي از گزارش آمده است: شهره در اين سريال در نقش يك زن تروريست با مليت نا مشخص ايفاي نقش مي كند.گرچه نام فرزند وي در اين فيلم بهروز است و به همين دليل بسياري وي را مورد انتقاد قرار مي دهند. اين افراد ادعا مي كنند كه او در نقش يك ايراني تروريست بازي كرده است. همچنين در پيام يكي از خوانندگان كه در گزارش مذكور منتشر شده، آمده است: متاسفانه شهره آغداشلو در فيلم هاي ضد ايراني بازي مي كند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
چهارشنبه سوم خرداد 1385
گفتگو با داریوش اقبالی - من از سن 9 سالگی روی صحنه می‌رفتم

داریوش اقبالی

گفتگو عارف محمدی - با وجودی كه من در زمينه مسايل و مشكلات اجتماعی جامعه ايرانی تورنتو گفتگوهايی با كارشناسان در زمينه‌های مختلف داشته‌ام، اما خوانندگان ايران‌جوان مرا بيشتر به عنوان تحليل‌گر فيلم می‌شناسند. به همين خاطر وقتی مرا در جايی غير از فضای سينما می‌بينند تعجب می كنند. به هر حال من تا جايی كه امكان داشته سعی كرده‌ام معضلات اجتماعی كه به نوعی با سينما در ارتباط بوده‌اند را چه با نقد فيلم‌های مربوطه و چه با گفتگو با كارشناسان مربوطه مطرح سازم. برای داريوش به عنوان خواننده‌ای كه نسبت به مسايل و معضلات و آسيب‌های اجتماعی بی‌تفاوت نيست احترام قائلم و علل اين گفتگو نيز يكی بخاطر فعاليت‌های مثبتی است كه اين اسطوره موسيقی پاپ در راه ترك اعتياد ايرانيان مبتلا به اين بلای نابود كننده كه خود سال ها در چنگال آن اسير بوده انجام می‌دهد.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
سه شنبه دوم خرداد 1385
داستان واقعی گوزن ها

گوزن هابهروز وثوقی دریک جلسه  بررسی فیلم هائی که پیش از انقلاب در ایران بازی کرده، بخشی از خاطرات خود را در باره سانسور فیلم ها و برخوردهای امنیتی با بازیگران سینما و فیلمسازان را فاش ساخت. گوزن ها شاید سیاسی ترین فیلمی بود که بهروز وثوقی در آن بازی کرد. سناریوی این فیلم از روی ماجرای به دام افتادن یکی از چریک های شهری سازمان چریک های فدائی خلق در سالهای دهه 50 تهیه شده بود. محاصره احمدزیبرم و کشته شدن او در خانه ای که به آن پناه برده بود. گزارش سانسور شده و محتاطانه این ماجرا نیز همان روز در روزنامه کیهان و اطلاعات منتشر شد. کیهان با جزئیات بیشتر و اطلاعات با احتیاط بیشتر. با انتشار این گزارش در مطبوعات عده ای از مطبوعاتی های آن دوران تحت پیگرد ساواک قرار گرفتند و حتی برای مدتی ممنوع القلم و کار در مطبوعات شدند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي
دوشنبه یکم خرداد 1385
گفتگو با سياوش قميشي : روزهای بی خاطره سياوش

سیاوش قمیشیشب ساعت ۱۱ بود که سياوش قميشی وارد راهروهای سفيد پشت صحنه کنسرت بزرگ شهر کلن شد. وقتی که اومد بچه های گروهش هم يکی يکی وارد اتاق شدن و منهم خودمو از لای درز در درست قبل از اينکه بسته بشه ، انداختم تو اتاق. بعد از نيمساعتی روی مبل نشستيم و مصاحبه درباره آلبوم جديدش روزهای بی خاطره رو شروع کرديم. حالا جالبه که ما سه بار مصاحبه رو اشتباهی شروع کرديم .  بعد از چند دقيقه متوجه شديم که درباره آلبوم بی سرزمين تر از باد داريم حرف می زنيم! دو بار اول حواس هر دومون پرت شدم و ديديم که حوصله مصاحبه رو نداريم! بار سوم هم آبروريزی شد مصاحبه رو شروع کرديم. بعد از کلی خنده ديگه ساعتهای دوازده شب حدود نيمساعت پيش از اينکه روی صحنه بره از آلبوم جديدش گفتيم و شنفتيم:


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبي