جلال تاج اصفهانی : به احترام پدر جلوی او دهان باز نكرد
در سال 1282 شمسی خداوند پسری به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی که به تاج الواعظین معروف بودند فرزندی عطا کرد
ادامه مطلب
هر روز یک مطلب جدید برای علاقه مندان
در سال 1282 شمسی خداوند پسری به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی که به تاج الواعظین معروف بودند فرزندی عطا کرد
امروز از طنين صدا و بغض آزادی مردی خواهم گفت که ريزش ويرانه های درونش، بنای استواری صداست در خانه های خاطره ی من و شما. او صدائی ست از جنس صدا، از جنس يکرنگی ، از جنس داريوش، از جنس بغض و از جنس آزادی . از داريوش می گويم، صدائی که از روزهای قشنگ هم بازی شدن من و تو آغاز می شود و تا کودکی های فردای جا مانده در غربت ادامه دارد. داريوش صدای همدلی و اتحاد است، چگونه است که در ازدحام چين و ما چين های سياست، اپوزوسيون هائی که حتی تاب شنيدن نظرات يکديگر را ندارند، جملگی در اجتماعات گوناگون در صدا و ترانه های داريوش يگانه اند، شايد اينگونه بتوان اختلافات قومی و قبيله ائی و تفرقه های حزبی را در يکرنگی صدای داريوش به کناری نهاد، به دوباره می سازمت وطن انديشيد و در طنين آوای او آميخته شد
روزی که گوگوش بعد از بیست سال سکوت در تورنتو به روی صحنه رفت، نگاه های منتظر و مشتاق مردم نمی دانستند که چگونه با خوانندهی بسیار محبوب موسیقی پاپ ایران -که روزنامهی تورنتو استار او را مَدُنای ایران خوانده بود- مواجه خواهند شد. بیش از یک سال بعد هم هنگامی که سخن آلبوم جدید گوگوش بر سر زبان ها افتاد، همه با اشتیاق انتظار می کشیدند تا ببینند که خوانندهی همیشه خلاقشان با چه چیز نویی در چنته به سراغشان خواهد آمد.
در مشهد به دنيا آمد و از چهار سالگي به خوانندگي علاقهمند شد. در سال 1337 راديو خراسان او را به همكاري در رشته آواز دعوتكرد و او در آغاز كار بدون همراهي ساز با خواندن اشعار عارفانه جلب توجه هنر دوستان را كرد و ديري نپاييد كه آوازه شهرتش به تهران رسيد و براي اجراي برنامههايي در گلها توسطروانشاد «داود پيرنيا» دعوت شد. در سال1345 با اين برنامه همكارياش را شروع كرد. از همان سال با استاد احمد عبادي آشنا شد و شاگردي و دوستي او را برگزيد و از سال 1346در كلاس استاد مهرتاش شيوه و سبك ايشان را فراگرفت.
راستي کدام ويژگي انسان است که او را در ياد و خاطر ديگران زنده و باقي نگه ميدارد؟ تواناييهايشان يا متفاوت بودنشان در نوع زندگي و طرز فکر و رفتاري که داشته و يا دارند؟ از استاد سخن «سعدي شيرازي» اگر بپرسيد، ميگويد: «مرده آن است که نامش به نکويي نبرند.» پس يعني «نام نيک» است که آدمي را در يادها زنده و پايدار نگه ميدارد؟ شايد اينطور است. گر
ايرج قادري، بازيگر و كارگردان سينما متولد 1314 در تهران است، ساخت 27 فيلم و بازي در بيش از 65 فيلم حاصل حضور 45 ساله قادري در سينماي ايران ميباشد. وی به مرور تاريخ شفاهي دوران بازيگري و فيلم سازي خود و وضعيت امروز سينماي ايران پرداخت
يك بار تماشاچي پشت در تئاتر بود و ما در سالن بدون تماشاچي برنامه اجرا كرديم
استاد، اگر ممكن است، مختصري در مورد تاريخچه شكل گيري تئاتر در ايران بگوييد؟
هرچند كه تئاتر به عنوان نمايش هميشه در ايران بوده و قدمتش شايد به خيلي قبل از اسلام برسد،
از صبح 28 مرداد 53 ساموئل
سعيد كنگراني به ايران برگشت. نسل جديد شايد چندان با اين نام آشنا نباشد ولي كنگراني بازيگري است كه در دهه 50 خورشيدي در سينماي آن زمان نماينده و معرف نسل جوان بود؛ با همه آرزوها و حسرت ها، اميدها و نااميدي هايش ... در ابتدا شايد اين پرسش مطرح شود. او به كجا رفته بود كه حالا برگشته، اصلا چرا رفته كه اكنون برگشته ... سعيدكنگراني هم همچون بازيگران پيش از انقلاب زندگي اش دستخوش تحولات عظيمي شد.
كنگراني در سن 7 سالگي در نخستين فيلم خود بازي كرد با نام «امروز و فردا» (به كارگرداني عباس شباويز، 1345) او جزو چند صد كودك پرورشگاهي بود كه براي اردوي كوتاه به نواحي شمال كشور مي رفتند ...
مسعود كيميايى چه فيلم بسازد چه فيلم نسازد همواره خبرساز است، كارگردانى كه در پايان دهه چهل با فيلم قيصر، سينماى موج نوى ايران را بنا نهاد.«قيصر» به راستى برگ تازه اى در سينماى ايران بود و كارگردانى را به ما معرفى كرد كه اگر چه كارش با فراز و نشيب هايى همراه بود، اما همواره حضورى جدى در سينما داشت. گاهى با فيلمى مثل «گوزن ها» مورد تحسين همه قرار گرفت و گاهى به زعم منتقدان، تجربه ناموفقى مثل «بلوچ» را از سر گذراند. او تنها كارگردانى بود كه در زمان انقلاب ۵۷ وقتى تمام سينماها در آتش خشم مى سوخت، مورد عزت و احترام بسيار قرار گرفت و با سينماهايى كه «سفر سنگ» را به نمايش گذاشته بودند، با احترام فراوان روبه رو شد.
براي فيلمبرداري از سکانس قالي شويي فيلم «طوقي» مرحوم علي حاتمي خواستار 16 فيلمبردار با دوربين ازاين صحنه فيلمبرداري شد. براي فيلمبرداري از سکانس قالي شويي فيلم «طوقي» مرحوم علي حاتمي خواستار 16 فيلمبردار با دوربين از اين صحنه فيلمبرداري شد. با وجود مشکلات و مخارج سنگين ترتيباتي فراهم شد تا خواسته کارگردان برآورده گردد.اين سکانس در اردهال شهرستان کاشان و روز موعود قالي شويي با هنرمندان و بازيگران فيلم طوقي انجام شد . بهروز وثوقي، ناصر ملک مطيعي، جلال پيشواييان، سرکوب و سياهي لشکرها و ... فيلمبرداران اين صحنه ها مازيار پرتو، رضا مجاوري، ايرج صادقپور، علي صادقي، و ... جمعيتي در حدود سه هزار نفر و در اکثر پلان ها بايد جمعيتي وجود داشته باشد تا بازيگران با آنها بازي کنند. پس از اينکه کار فيلمبرداري با اتمام رسيد.
محمدعلي فردین بی شک یکی از بهترین هنرپیشه تاریخ سینمای ایران است. و من معتقدم كه ديگر هنرمندي مثل فردين به وجود نمي آيد خودم هر بار فيلمي از فردين مي بينم اگر هم كه هزار بار فيلم را ديده باشم برايم تازگي دارد . به مناسبت پنجمین سال درگذشتش از بهترین عکس هایش را گلچین کرده و برای شما عزیزان در معرض نمایش گذاشته و امیدوارم خوشتان بیاید . برای بزرگ دیدن عکس ها آنها را ذخيره كرده و آنها را بزرگ ببينيد.
روحش شاد.
زندگی نامه محمد علی فردین
محمدعلي فردين دست كم در دو دهه «مرد اول» چهره ي معروف سينماي ايران بود؛ اگرچه مقام او در فيلمهايش، كه زماني هم به «سينماي فردين» معروف شد، دست خوش تغييرات بوده است.
به سال 1312 اكبر گلپايگاني در تهران بخش 9 هفده شهريور ( سه راه شكوفه ) ديده به جهان گشود . او در خانواده يي متولد شده بود كه تمام افراد آن اعم از پدر و برادران ، داراي صدايي مطلوب و خوب بودند ، بدينجهت مي توان گفت كه صدا در خانواده او موروثي بوده و چنانكه گفته مي شود پدر بزرگ او نيز از صدايي خوش و رسا برخوردار بوده است . اكبر گلپايگاني از همان دوران طفوليت بنا به توصيه پدر ، به تمرين آواز پرداخت و در تحت توجهات او به اصول موسيقي تا حدودي آشنا شد .
سياوش قميشی از کجا می آيد ؟
متولد اهواز، بیست و یکم خرداد 1324
يکسالم بود که به تهران آمدم ... و سيزده چهارده سال داشتم که به لندن رفتم، پدرم تاجر بود و مخالف بود که من وارد کار موسيقی شوم، ولی مادرم با طبع شاعرانه ای که داشت با من و کار موسيقی من موافق بود ... دو برادر و يک خواهر که همه از من بزرگتر هستند. به نام های:سیروس، سیامک و سیمین.
چطور وارد کار موسیقی شدید؟
من از کودکی به موسیقی علاقه زیادی داشتم. در 11 سالگی موسیقی را با نواختن گیتاری که هدیه تولدم بود آغاز کردم.
شاهرخ نادری، چهره سرشناس برنامه های رادیویی ایران در سالهای اوج شکوفایی هنر دلکش می گوید: ایشان نیم قرن بانوی آواز ایران بودند و درست در سن 80 سالگی از ما جدا شدند. کسانی که سنشان حدود چهل پنجاه است، نمی توانند او را فراموش کنند، هنوز در تمام منازل حتی خارج از ایران در دورترین نقاط دنیا اگر ضبطی را به صدا در بیاورند، صدای دلکش را خواهند شنید. پرویز یاحقی، آهنگساز و نوازنده پرآوازه ویولون، از دلکش اینطور یاد می کند: ایشان که واقعا یکی از صداهای استثنایی تاریخ مملک ما بودند. به وسیله مرحوم استاد مهدی خالدی در آواز ایران پا به عرصه ظهور گذاشتند.
ورود اوليـن دستـگاه سيـنـماتـوگراف به ايران در سال 1279 هـجري خـورشيـدي توسط مظـفرالدين شاه سر آغـازي براي سيـنـماي ايران به حساب مي آيد، هـر چـند ساخـت اولين سالن سـيـنماي عـمومي تا سال 1291 اتـفاق نـيـفـتاد. تا سال 1308 هـيچ فـيلم ايراني ساخته نـشد و اندک سيـنـماهاي تاسيـس شده به نمايش فـيلم هاي غـربي که در مواردي زيـر نويـس فارسي داشتـند مي پرداخـتـند. اولـين فـيلم بلـند سيـنـمايي ايران به نام " آبي و رابي " در سال 1308 توسط آوانس اوگانـيانس، با فـيلمبرداري خان بابا معـتـضدي ساخته شد.
سوسن متولد شهر قصر شيرين
ابى، خواننده بىبديل موسيقى پاپ ايران، بدون شك از معدود هنرمندانى است كه همواره كوشيده است كه به اصول و موضع خود پايبند بماند و در خوانندگى گامى به پيش بردارد. ابى در گفتگويى طولانى و صميمانه از زندگى در خارج، برنامههاى آتى، روياهايش و ... سخن میگويد.
آدم در دوران کودکی و نوجوانی رویاهای زیادی در سر دارد. یادت هست در آن دوران چه رویاهایی در سر داشتی؟
ابی: من همیشه رویای خواندن را، از زمانی که خودم را شناختم، برای خودم داشتم و خوشحالم که به این رویا رسیدهام.
می خواهیم از این خواننده بیشتر بدانیم : در تاريخ خوانندگی ايران فقط دو خواننده ی صاحب سبک هستند که اين هر دو از کسانی بودند که در زمان خود موسيقی ايران را از کسالت و يکنواختی نجات دادند ؛ يکی قمر الملوک وزيری و ديگری ويگن . ياد هر دو جاودانه باد ! چندی پيش خانم فرحناز شريفی ، دانشجوی رشته ی کار گردانی و سينما با دشواری بسيار فيلم مستند و جالبی از زند گی قمر ساخت .اين فيلم که"صدای ماه" نام دارد، با صدای قمر آغاز می شود و با آخرين تصوير وی که ورود او را به يکی از استوديو های راديو نشان می دهد ، پایان می پذ يرد . گو اينکه در فيلم صدای ماه تصوير متحرکی از قمر وجود ندارد ، اما حضور وی در سراسر فيلم احساس می شود و بطور کلی می توان گفت صدای ماه فيلمی است در مورد جاودانگی ... زيرا توانسته است زوايای زندگی اين هنرمند را به تصوير بکشد و حس جاودانگی را در مخاطب ايجاد نمايد .
اوايل سال ۱۳۲۳ هنر شاعري را با ساختن مضامين فكاهي و سياسي در روزنامه توفيق و تهران مصور آغاز كرد. در سال ۱۳۲۴ به ساختن تصنيف علاقه مند شد و نخستين تصنيف را روي يك ملودي كردي اجرا كرد . درگذشت شادروان سيداسماعيل نواب صفا براي همه دوستدارانش متأثركننده بود و براي من نيز هم؛ چرا كه قصد داشتم پس از نخستين ديدار كه متأسفانه آخرين ديدار هم بود، باز هم به ملاقاتش بروم، اما امروز و فردا كردن ها آن قدر ادامه يافت كه ديگر فرصتي براي ديدار دوباره پيش نيامد و به قول معروف «چه قدر زود دير شد...» .
حدود نيم قرن پيش در يک روز تابستاني که جواني ارمني به نام ويگن دردريان در باشگاه ارامنه آرارات ترانه هاي ارمني مي خواند ، توجه ساموئل خاچيکيان ، فيلمسازي که با فيلم هايي مانند "بازگشت" و "دختري از شيراز" غوغايي در سينماي ايران آن سالها برانگيخته بود ، را جلب کرد . ساموئل که خود با کارگرداني تئاتر در همان باشگاه ارامنه قدم به حيطه هنرهاي نمايشي گذارده بود ، به دليل درگير شدن در ساخت فيلم مدتي بود که ديگر به آن باشگاه رفت و آمد نداشت و حالا که پس از مدتها براي انتخاب بازيگران فيلم تازه اش "چهارراه حوادث " به آرارات آمده بود ، محو صداي جوان ارمني شد. ساموئل از همان باشگاه براي "چهارراه حوادث"، آرمان و ويگن دردريان را انتخاب نمود و به دليل صداي خوش ويگن شعري هم برايش سرود که در آن فيلم بصورت ترانه بر روي صحنه هاي گردش ناصر ملک مطيعي و مينا مغازه اي ، توسط ويگن اجرا شد .
پنجاهمين سال حضور سينمايي ژاله علو براي فيلم «مهمان مامان»
56 سال بازيگري در راديو و تاتر و سينما و تلويزيون
ژاله علو در حال حاضر قديميترين بازيگر هنرهاي دراماتيك در ايران به شمار ميآيد. 56 سال پيش وي با حضور در فيلم «طوفان زندگي» به كارگرداني علي دريابيگي و تهيهكنندگي و فيلمبرداري دكتر اسماعيل كوشان، قدم به عرصه سينماي ايران گذارد و اينك تنها بازمانده بازيگران فيلمي است كه آغازگر دوره دوم تاريخ سينماي ايران و به اعتقاد برخي كارشناسان و صاحبنظران برجسته اين سينما همچون دكتر هوشنگ كاووسي، فيلم «طوفان زندگي» اساسا نقطه آغاز تاريخ سينماي ايران به حساب ميآيد. البته حسين محسني كه نقش كوتاهي در آن فيلم داشت ولي در اصل در گروه صحنه و دكور فيلم عضو بود، نيز در قيد حيات ميباشد.
هنوز روزهاي هرج و مرج بود وفعلآ ميشد بعضي کارها را انجام داد!! سينما مهتاب (خيابان پهلوي پايين تر از سه راه شاه) فيلم "فرياد زير آب" را دوباره اکران کرد و من و بهروز را براي شب گشايش دعوت کردند. رفتيم و ازدحام عجيبي بود. هنرمنداني چون داريوش ، وثوقي ، شهره و.... بسياري ديگر همان اوايل از ايران رفته بودند. حالا مردم دلشان ميخواست هنرمندان مورد علاقه ي خود را که روي پرده ي سينما و صفحه ي کوچک تلويزيون مي ديدند ، روي صحنه و از نزديک وبه صورت زنده تماشا کنند. من و بهروز براي اين منظور ايده آل بوديم. زوج هنري موفقي که هم محبوب بودند و هم سابقه ي پاکي داشتند. در خيابان شاه آباد کاباره اي بود بنام لوکولوکس . صاحب اين مکان با کمک بقول معروف گردن کلفت هاي محل توانسته بود آنجا را از به آتش کشيده شدن و به غارت رفتن حفظ کند و خيلي زود تابلويش را عوض کند و نام "تاتر سعدي " را دوباره بر سر درآن بياويزد.
شايد
گوزنها يكي از ستايششدهترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران است كه نامش را ميتوان در فهرست 10 فيلم برتر ايراني اغلب منتقدان و كارشناسان اين سينما يافت. فيلمي كه بسياري از سينمادوستان 3-2 نسل اين مملكت و جوانان و حتي خانوادهها، آن را از طرق گوناگون ديدهاند و برخي بازيها و صحنهها و حتي ديالوگهايش هنوز در خاطرهشان مانده است. گوزنها يكي از پر سر و صداترين و پرحاشيهترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران است كه عليرغم بحث و جدالهاي فراوان به دليل بازتابهاي سياسي و فضاي بسته نيمه اول دهه 50 ، كمترين نمود مطبوعاتي و رسانهاي را همراه داشت. اما پس از انقلاب و نمايش نسخه بدون سانسور آن، ستايشهاي فراواني نثارش شد. «گوزنها» تصويري نئورئاليستي از جامعه طبقاتي و استثماري.
هر بازیگری آرزو دارد كارش را با چنین فیلمی آغاز كند
آن هنگام كه رگبار موج نوی سینمای ایران شروع به باریدن كرد و قرار شد تصاویری از جنس دیگر جایگزین معجون گذشته شود، یكی از قطرات درشت این رگبار آتیه خانم بود، او خط روی دیوار را گرفت و به عرصه اشجار بیبرگ رسید، صدای كلاغ از روی آن شاخهها نوید تولد و گذار را میداد. آتیه خانم سالها بعد بوی گلهای داودی را در همه جا گستراند ، هرچند كه سینمای روزگار ملودرامهای دم دستی حتی برای هنرمندترین بانوان هم جز نقش مادر دلسوز چیزی نداشت. آتیه خانم یا خانم پروانه معصومی نه در زیر اشجار بیبرگ كه از پشت خط تلفن و از راهی نه چندان نزدیك از تجربیاتش برای ما گفت .
شايد به صراحت بتوان گفت هايده از معدود خوانندگاني است كه ترانه هايش رنگ واقعي عشقها و دوست داشتنهاي واقعي و انساني را داراست براي او كم نگاشته اند و كم گفته اند اما اشعار و موسيقي اش براي بسياري هنوز جذابيتهاي خاص خودش را دارد . انچه در زير ميخوانيد يادداشتي درباره مرحوم هايده است.
تابستان سال 1346
يك ظهر گرم جمعه. ساعت يك و نيم بعد ازظهر، گل های تازه. از چند روز قبل هم اعلام شده بود. ترانه و آوازی با اركستر بزرگ راديو ايران و با صدای خواننده ای كه برای نخستين بار صدايش پخش می شد:حميرا! علی تجويدی، پس از وقفه ای نه چندان طولانی با صدای پرقدرت ديگری به ميدان بازگشت. در همان بعدازظهرهای فراموش نشدنی جمعه: هايده!
انقلاب كه شد، زنان موسيقی ايران هم از متن به حاشيه رانده شدند. بسياری ترك ديار كردند، عده ايی هم ماندند، سكوت كردند و به انتظار نشستند تا شايد فضا بازتر شود. اين انتظار سالها طول كشيد تا اينكه با آغاز دهه هفتاد، آهسته آهسته شرايط به سمتی رفت كه بانوان در عرصه موسيقی حضور پررنگتر پيدا كردند و احيای گروههای قديمی، تشكيل گروههای موسيقی جديد، اجرای آوازهای گروهی، برگزاری جشنواره گلياس (ويژه بانوان) و...از جمله فعاليتهايی است كه طی اين سالها انجام گرفته است، عدم امكان برگزاری كنسرت به صورت عمومی، نداشتن سالن تمرين و خيلی چيزهای ديگر از جمله مشكلاتی بوده و هست كه زنان طی اين سالها با آن درگير هستند. اما با اين وجود آنان هر روز خواستار شرايط بهتری هستند تا بتوانند موسيقی بانوان را از حالت سكون خارج كرده و در اين عرصه جدیتر گرفته شوند.
اين مصاحبه در آخرين روزهاي زندگي هنرمند بزرگ و نوازنده چيره دست ويولون ، اسدالله ملک ، انجام شده است . وي خالق آثار ماندگاري چون گريه ليلي ، غروب کوهستان ، شهرآشوب و ... ميباشد .من کار هنري را خيلي زود شروع کردم . پنج ساله بودم که برايم ويولن کوچکي تهيه کردند و به دستم سپردند. روز و شب من با موسيقي مي گذشت . چه شبها تا سحر بر بام خانه ملک مي نشستم و از ساز و موسيقي سخن مي گفتيم و مي شنيديم . آن موقع برادرم از سرشناس ترين شاگردان صبا و از همرازترين دوستان او بود . استاد صبا به خانه حسين مي آمد و آن خانه پاتوق بزرگان هنر موسيقي هم چون کلنل وزيري ، روح الله خالقي ،حسين خان يا حقي ، شکرالله قهرماني ، بانوي بي همتاي آواز قمر الملوک و ... شده بود .
بسیاری از آثار این استاد، هنوز هم منتشر نشده است. از این دسته آثار در طول تاریخ ایران كم نبوده اند. چه بسیار آثاری از نوازندگان و خوانندگانی كه پس از مرگشان منتشر شد و یا از رادیو پخش گشت. از آن جمله آثار فرهاد مهراد !! بسیاری از آثار موزیسینهای بزرگ ایرانی، كه دار فانی را وداع گفتهاند و یا در سالهای واپسین حیات به سر میبرند یا منتشر نشده و یا در آرشیوهای خصوصی نگهداری میشوند كه از میان این هنرمندان میتوان به شادروان رضوی روستایی، تاج اصفهانی، جلیل شهناز، علی تجویدی، سیاوش زندگانی، امیر بیداریان و ... اشاره كرد.
اشرف السادات مرتضایی یا آنچنان که برای ایرانیان شناخته شده است مرضیه خواننده افسانه ای در سال 1926 در تهران بدنیا آمد. پدر و مادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز ، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص او را تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش از او پشتیبانی می کرد. بانو مرضیه در مصاحبه ای که با او داشتیم درباره خود می گفت: "در زمانی که خانواده های ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم میفرستادند پدر من با وجودیکه یک فرد روحانی بود مرا تشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود.